Document Type : Research Paper
مطالعه برهمکنش پروتئین تیمیدین کیناز ویروس آبله میمونی با ترکیبات طبیعی با استفاده از داکینگ مولکولی
طوبی عبدی زاده
ایران، شهرکرد، دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، پژوهشکده علوم پایه سلامت، مرکز تحقیقات بیوشیمی بالینی
تاریخ دریافت: 17/10/1401 تاریخ پذیرش: 18/02/1402
چکیده
آبلهمیمونی یک بیماری مشترک بین انسان و حیوان است که در اثر عفونت با ویروس آبلهمیمونی ایجاد میشود. تیمیدینکیناز پروتئینی است که توسط ویروس آبلهمیمونی کدگذاری شده و دارای فعالیتهای فسفریلهکننده تیمیدین و تیمیدیلات است و در تکثیر DNA ویروسی نقش دارد و میتواند یک هدف امیدوارکننده برای درمان آبلهمیمونی باشد. این تحقیق بهمنظور پیشبینی و ارزیابی ساختار سهبعدی پروتئین تیمیدینکیناز در آبلهمیمونی و اثربخشی ترکیبات فنولیک گیاهی بر روی این پروتئین مورد بررسی قرار گرفته است. ساختار سهبعدی پروتئین تیمیدینکیناز توسط سرورهای Swiss Model و Procheck، به ترتیب، پیشبینی و ارزیابی گردید. در روش داکینگ مولکولی، برهمکنشهای ترکیبات فنولیک گیاهی و داروی استاندارد (گانسیکلوویر) در مدل پیشبینیشده تیمیدینکیناز با استفاده از نرمافزاز 2014-MOE بررسی گردید. سپس خصوصیات فیزیکوشیمیایی و فعالیت بیولوژی ترکیبات با استفاده از نرم افزارهای Swiss ADME، PASS وSwiss Target Prediction پیش بینی گردید. نتایج همولوژی مدلینگ نشان داد که مدل پیشنهادی دارای کیفیت و پایداری مناسبی میباشد و مهمترین پیوندهای درگیر در اتصال دارو با گیرنده، پیوند هیدروژنی، برهمکنشهای هیدروفوب و arene-H میباشند. بهترین نتایج داکینگ مربوط به ترکیبات caffeic acid، curcumin، gallic acid و rosmarinic acid با داشتن انرژی اتصال قوی (60/15- تا 92/17- کیلوکالری برمول) در مقایسه با داروی گانسیکلوویر میباشد. بنابراین، پروتئین تیمیدینکیناز میتواند هدف مناسبی برای طراحی داروهای جدید در برابر آبلهمیمونی باشد و ترکیبات فنولیک گیاهی میتوانند به عنوان داروهای بالقوه ضد آبلهمیمونی در مطالعات in vitro و
in vivo بررسی شوند.
واژههای کلیدی: آبلهمیمونی، همولوژی مدلینگ، داکینگ مولکولی، تیمیدینکیناز، ترکیبات فنولیک
* نویسنده مسئول، پست الکترونیکی: t.abdizadeh@gmail.com
مقدمه
آبلهمیمونی یک بیماری مشترک بین انسان و حیوان است که در اثر عفونت با ویروس آبلهمیمونی ایجاد میشود. ویروس آبلهمیمونی از خانواده ویروسهایی است که شامل ویروس واریولا (عامل آبله)، ویروس واکسینیا (مورد استفاده در واکسن آبله) و ویروس آبلهگاوی است (35). دو کلاد از ویروس آبله میمونی وجود دارد که شامل کلاد آفریقای غربی و کلاد حوضه کنگو (آفریقای مرکزی) میباشد که مورد دوم با عوارض بیشتر، مرگ و میر و انتقال انسان به انسان همراه است. نام آبلهمیمونی از کشف اولیه ویروس در میمونها در یک آزمایشگاه دانمارکی در سال ۱۹۵۸ نشات گرفته است و اولین مورد انسانی در یک کودک در کنگو در سال ۱۹۷۰ شناسایی شد و در ادامه نیز رفتهرفته در مناطقی همچون آفریقای مرکزی و غربی دیده شد (10، 42). تقریباً میتوان با اطمینان گفت که پس از این ماجراها، موارد ابتلای مشاهدهشده در خارج از آفریقا، به دلیل سفرهای بینالمللی و یا ورود حیوانات وارداتی گزارش شدهاند. شیوع آبلهمیمونی در سال ۲۰۲۲ نشاندهنده اولین شیوع انتقال گسترده جامعه در خارج از آفریقا است که در می ۲۰۲۲ در بریتانیا آغاز شد و موارد بعدی در اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا تایید شد (8، 36). ویروس آبلهمیمونی متعلق به جنس orthopoxvirus از خانواده poxviridae است. یک خانواده بزرگ و متنوع از ویروسهای DNA دورشتهای که در سیتوپلاسم سلولهای آلوده تکثیر میشوند. ویروسهای آبله دارای ساختارهای آجری یا بیضی شکل به طول 450-220 نانومتر و عرض260-140 نانومتر هستند (4، 48).
انتقال ویروس آبلهمیمونی از طریق تماس با حیوان، انسان یا مواد آلوده به ویروس اتفاق میافتد. ویروس میتواند از طریق پوست آسیبدیده (حتی اگر آسیب قابل مشاهده نباشد)، دستگاه تنفسی یا مخاط (چشم، بینی یا دهان) وارد بدن شود. انتقال از حیوان به انسان ممکن است از طریق گاز گرفتن یا زخمی کردن، فراوری گوشت، تماس مستقیم با خون و ترشحات بدن حیوان، یا تماس غیرمستقیم با مواد دفعی حیوان رخ دهد. تصور بر این است که انتقال از انسان به انسان عمدتاً از طریق قطرات تنفسی بزرگ اتفاق میافتد. سایر روشهای انتقال از انسان به انسان شامل تماس مستقیم با ترشحات یا مواد دفعی و نیز تماس غیرمستقیم مثلا از طریق لباسها یا ملحفههای آلوده است (34، 25). میزبان اصلی بیماری آبلهمیمونی هنوز ناشناخته است، اگرچه تصور بر این است که جوندگان آفریقایی ممکن است در انتقال این بیماری نقش داشته باشند وگونههای مختلف جانوری به عنوان میزبان حساس به ویروس آبلهمیمونی شناسایی شدهاند. عدم قطعیت در مورد تاریخچه طبیعی ویروس آبلهمیمونی وجود دارد و مطالعات بیشتری برای شناسایی دقیق و نحوه حفظ گردش ویروس در طبیعت مورد نیاز است. خوردن گوشت کم پخته شده و سایر محصولات حیوانات آلوده یک عامل خطر احتمالی است. آبلهمیمونی به نظر میرسد در برخی افراد، مانند کودکان، زنان باردار یا افرادی که به دلیل سایر شرایط سلامتی دچار سرکوب سیستم ایمنی هستند مانند افراد ایدزی، شدیدتر میباشد. عفونتهای انسانی با گونه غرب آفریقا باعث بیماری با عوارض کمتری نسبت به گونه کنگو با نرخ مرگ و میر پایینتر میشود (8، 44، 54).
دوره کمون آبلهمیمونی معمولا ۶ تا ۱۳ روز است اما میتواند بین ۵ تا ۲۱ روز نیز متغییر باشد. معمولاً بیماری با پیشدرآمد همراه با علائم متعددی از جمله تب، سردرد شدید، تورم غدد لنفاوی، دردهای ماهیچهای، لنفادنوپاتی و احساس خستگی آغاز میشود (6). به دنبال آن بیمار دچار بثورات پوستی میشود که در عرض 1 تا ۱۰ روز پس از آن ظاهر میشوند،که اغلب از صورت شروع میشود و سپس به سایر قسمتهای بدن گسترش مییابد. زمان قرارگرفتن در معرض ویروس تا شروع نشانهها حدود ۱۰ روز است. مدت زمان نشانههای بیماری معمولاً دو تا چهار هفته است (21). ضایعات پوستی در بیماران مبتلا یک شکل، به اندازه نخود و سفت ظاهر میشوند (3، 7). تشخیص ژنتیکی این بیماری شامل استفاده از Real-Time PCR است و توصیه میشود که این آزمایش در یک مرکز ایمنی زیستی سطح سه انجام شود (31).
یک هدف دارویی ضروری برای این عفونت ویروسی، پروتئین تیمیدینکیناز است. تیمیدین کیناز یک پروتئین فسفوترانسفراز است که در اکثر سلولهای زنده وجود دارد و مسئول کاتالیز کردن انتقال گروههای فسفات از ATP به دئوکسیتیمیدین برای تشکیل دئوکسیتیمیدین مونوفسفات است. تیمیدین کیناز پروتئینی است که توسط ویروسهایی مانند واریسلا زوستر و آبله میمونی کدگذاری شده و دارای فعالیت های فسفریله کننده تیمیدین و تیمیدیلات است. این پروتئین در تکثیر DNA ویروسی نقش دارد و آن را به طور یکپارچه در مکانیسم های عفونت سلولی میزبان درگیر میکند و نقش اساسی در حفظ تکثیر ویروس ایفا میکند، بنابراین، درمان ضد ویروسی با هدف قرار دادن تیمیدین کیناز، تکثیر ویروس را سرکوب میکند و از فعال شدن مجدد ویروس در طول دوره نهفته ویروس جلوگیری میکند (9، 28، 53). در حال حاضر هیچ داروی ضد ویروسی برای درمان عفونت آبلهمیمونی انسانی وجود ندارد. اخیراً، انجمن پزشکی اروپا (European Medical Association) مجوز داروی Tecovirimat را جهت درمان آبلهمیمونی در سال ۲۰۲۲ بر اساس یافتههای حاصل از مطالعات حیوانی و انسانی صادر کرده است که نشان میدهد این دارو بیخطر و قابل تحمل بوده و تنها عوارض جانبی جزئی دارد. Tecovirimat، به طور کلی در دسترس نیست و عمدتاً برای درمان آبله طراحی شده است (48، 45).
کشف اثرات درمانی یک ترکیب شیمیایی، تازه آغاز راهی است که ممکن است تحقیق، توسعه و اجرای آن سالیان زیادی به طول بیانجامد. در حقیقت زمان بر بودن، پرهزینه بودن و عدم دسترسی آسان به مواد اولیه دارویی جهت سنتز و داشتن عوارض جانبی متعدد داروهای شیمیایی از معایب داروهای شیمیایی میباشد. یکی از راهکارهای جدید درمانی، غیر از طراحی و سنتز شیمیایی داروها، جستجوی مواد موثره دارویی در بین منابع طبیعی به منظور دستیابی به داروهایی با کمترین اثرات جانبی و صرف هزینه و زمان کوتاهتر است. امروزه روشهای in Silico به عنوان یکی از کم هزینهترین وسریعترین راهکارها برای رسیدن به ترکیب الگو و یا دارو موثر مورد استفاده قرار میگیرند (46).
ترکیبات فنولیک دستهای از متابولیتهای ثانویه هستند که به طور گسترده در گیاهان توزیع میشوند. فنولهای گیاهی صدها سال است که مورد مطالعه قرارگرفتهاند و بهعنوان یک دسته اصلی از ترکیبات طبیعی که فعالیت زیادی در برابر ویروسهای مختلف مانند هرپس سیمپلکس، ویروس اپشتین بار، ویروس هرپس اکوید، ویروس هپاتیت B، ویروس نقص ایمنی انسانی، سنسیشیال تنفسی و ویروسهای دیستمپر سگ دارند عمل کردهاند (30، 33، 40). برای این منظور، ترکیبات فنولیک مشتق شده ازگیاهان مانند ترکیب (EGCG) Epigallocatechin gallate به عنوان یک ترکیب موثر برای درمان عفونتهای ویروسی مانند ویروس هرپس سیمپلکس استفاده شده است (11) و ترکیب فنولی، اپی گالوکاتچین-3 گالات پتانسیل استفاده به عنوان یک عامل ضد ویروس هپاتیت B موثر با سمیت کم را دارد (26). همچنین، رزوراترول یک ترکیب فنولی طبیعی میباشد که برای درمان عفونت ویروسی هرپس انسانی نوع 3 (ویروس واریسلا زوستر) استفاده میشود (12). دو ترکیب هارینگتونین (Harringtonine) و هوموهارینگتونین (Homoharringtonine)، استرهای آلکالوئیدی جدا شده از genus Cephalotaxus، اثرات ضد ویروسی قوی علیه یک ایزوله بالینی ویروس واریسلا زوستر ((VZV) Varicella-Zoster Virus) نشان میدهند (27). در حالی که ترکیب کاتچین (Catechin) قدرت ضد ویروسی را در برابر ویروس هرپس سیمپلکس، آنفلوآنزا و هاری نشان میدهد (30). قهوه حاوی مقادیر قابل توجهی از مواد شیمیایی مانند اسید کلروژنیک (chlorogenic acid)، کافئین و اسید کافئیک (caffeic acid) است. گزارشها نشان میدهد که این ترکیبات میتوانند ویروسهایی مانند (HSV)herpex simplex virus ، آدنوویروس، (HBV) hepatitis B virus و ویروس آنفلوانزا را مهار کنند (50، 52). رسوراترول (Resveratrol) یک ترکیب فنولی طبیعی است که بیشتر در پوست انگور یافت می شود. اثر ضد ویروسی رسوراترول به دلیل فعالیت آن در برابر طیف گستردهای از ویروسهای حیوانی و انسانی از جمله ویروسهای DNA و RNA مانند (EBV) Epstein-Barr virus، ویروس هرپس مرتبط با سارکوم کاپوزی (KSHV)Kaposi's sarcoma-associated herpesvirus ، سیتومگالوویروس انسانی (HCMV) Human cytomegalovirus، ویروس واریسلا زوستر (VZV) و آدنوویروس میباشد ( 12، 16، 17، 55). ترکیب کورکومین (Curcumin)، یک پلی فنول مشتق شده از زردچوبه است و تحقیقات وآزمایشهای بالینی در حال انجام ثابت کردهاند که این ترکیب فنولیک طبیعی دارای قدرت ضد ویروسی خوبی در برابرHSV و HBV میباشد (56، 41).
بنابراین، در این مطالعه سعی شده است که با توجه به اهمیت این پروتئین در بیماری آبلهمیمونی و با توجه به اینکه ساختار پروتئین کریستالوگرافی نشده است، مدلسازی آن برای بررسی اثر داروهای احتمالی در جهت مهار پروتئین انجام میگیرد. سپس، میزان فعالیت مهارکنندگی ترکیبات فنولیک گیاهی (شکل 1) بر روی پروتئین تیمیدینکیناز آبله میمونی با استفاده از داکینگ مولکولی مورد ارزیابی قرار میگیرد و اثربخشی هر کدام از این ترکیبات در محیط in Silico به منظور پیدا کردن یک ترکیب موثر در درمان آبلهمیمونی بررسی شود. با هدف بررسی و شناسایی دقیق مکانیسم اتصال ترکیبات فنولیک با اسکلت ساختاری فنولی به جایگاه فعال پروتئین، روش داکینگ مولکولی با استفاده از از نرم افزار (MOE-2014)Molecular Operating Environment اجرا و نتایج بهدست آمده از آن مورد تجزیه و تحلیل و در نهایت پیشبینی خطر سمیت و فعالیت بیولوژیک ترکیبات توسط سرور SwissADME، PASS وSwiss Target Prediction ارزیابی گردید.
مواد و روشها
هدف اصلی این مطالعه ارزیابی ترکیبات فنولیک به عنوان مهارکنندههای پروتئین تیمیدینکیناز در جهت شناسایی دارویی موثر به منظور درمان آبلهمیمونی بود. پروتئین تیمیدینکیناز به دلیل نقش مهم آن در سنتز DNA و تقسیم سلولی در آبلهمیمونی انتخاب گردید.
شکل 1- ساختار اصلی ترکیبات فنولیک
ساختار سه بعدی پروتئین تیمیدینکیناز به روش همولوژی مدلینگ پیشبینی و مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس خواص فیزیکوشیمیایی ترکیبات فنولیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و داکینگ مولکولی تمام ترکیبات فنولیک با پروتئین تیمیدینکیناز انجام شد و ترکیبات با اثر مهاری بهترکه میل اتصال قویتری برای تیمیدینکیناز نشان دادند برای تحقیقات بیشتر توسط SwissTraget prediction، PASS و متابولیسم انتخاب شدند و مورد ارزیابی قرارگرفتند. این مطالعه به صورت in silico برای شناسایی ترکیبات ضد تیمیدینکیناز بالقوه برای درمان آبلهمیمونی انجام شد (شکل 2).
|
بررسی خصوصیات ترکیبات فنولیک |
|
خصوصیات فیزیکوشیمیایی
|
|
پیشبینی هدف |
|
فعالیت بیولوژیکی |
|
همولوژی مدلینگ |
|
بازیابی توالی پروتئین و انتخاب الگو
|
|
اعتبارسنجی مدل
|
|
ساخت مدل
|
|
انتخاب هدف دارویی آمادهسازی ترکیبات فنولیک |
|
داکینگ مولکولی |
|
داکینگ مولکولی |
|
انتخاب لیگاند |
|
شکل 2- نمای شماتیکی از رویکرد محاسباتی مورد استفاده برای شناسایی ترکیبات فنولیک به عنوان مهارکنندههای پروتئین تیمیدینکیناز آبلهمیمونی |
آماده سازی لیگاندها: این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شد. ابتدا، از میان ترکیبات موثر گیاهان دارویی، ترکیبات فنولیک (20 ترکیب) که دارای خاصیت ضد ویروسی بودند انتخاب شدند. جهت مقایسه عملکرد ترکیبات فنولیک ذکر شده و دستیابی به نتایج قابل اطمینان برهمکنش مولکولی، داروی ضد ویروس گانسیکلوویر به عنوان استاندارد مورد مطالعه قرار گرفت. ساختار سه بعدی ترکیبات و داروی استاندارد از پایگاه PubChem به آدرس (http://pubchem.ncbi.nlm. nih.gov) دریافت شدند (جدول 3) و ساختارها توسط نرمافزارHyperchem 7 در میدان نیروی مکانیک مولکولی ((MM+)Molecular Mechanics) و روش نیمه تجربی AM1 و الگوریتم Polak-Ribiere از نظر انرژی بهینه شدند.
آمادهسازی پروتئین
جستجوی پایگاه اطلاعاتی PDB : به منظور بررسی برهمکنش ترکیبات فنولیک با پروتئین تیمیدینکیناز، ابتدا وجود ساختار کریستالی آن به روش آزمایشگاهی در آبلهمیمونی بررسی شد. به دلیل موجود نبودن ساختار سوم مبتنی بر دادههای آزمایشگاهی در پایگاه اطلاعاتی (PDB) Protein Data Bank ، ساختار سوم این پروتئین با استفاده از یک روش مبتنی بر همولوژی مدلینگ تعیین شد. به این منظور، توالی آمینو اسید تیمیدینکیناز با کد شناسایی P04363 از پایگاه داده UniProt به فرمت FASTA تهیه شد.
بررسی ساختار اولیه و ثانویه تیمیدینکیناز: خصوصیات فیزیکوشیمیایی ساختار اولیه تیمیدینکیناز شامل وزن مولکولی، تعداد آمینواسید پروتئین، میزان حلالیت، شاخص پایداری، نقطه ایزوالکتریک، تعداد باقیماندههای با بار مثبت و منفی و (Grand Average Hydropathicity) GRAVY با استفاده از سرور Expasy ProtParam مورد بررسی قرار گرفت. برای پیشبینی ساختار ثانویه تیمیدینکیناز مانند رشتههای بتا، پیچشهای آلفا وساختار کویل از سرور GOR4 استفاده گردید.
پیشگویی ساختار سوم تیمیدینکیناز با روش همولوژی مدلینگ و نمایش ساختار سهبعدی پروتئین: به منظور تعیین مدل ساختاری این پروتئین در آبلهمیمونی ، ابتدا توالی آمینواسیدی آن با کد شناسایی P04363 از پایگاه داده NCBI به فرمت FASTA ذخیره شد. سپس با استفاده از ابزار (Basic Local Alignment Search Tool) BLASTP و PSIBLAST در پایگاه داده پروتئین (PDB) جستجو جهت انتخاب بهترین الگو (توالی همولوگوس) برای انجام مشابهت مدلینگ انجام گرفت (43). سعی شد در انتخاب الگو معیارهایی نظیر حد تفکیک پائینتر از 3 آنگستروم مربوط به کریستالوگرافی اشعه ایکس، R-value پائینتر از 3/0، شباهت بالای 35 درصد الگو با توالی مورد مطالعه و E-value پائین اعمال شود تا اعتبار و اطمینانپذیری مدل افزایش یابد. بعد از همردیفی توالی الگو با توالی مورد مطالعه، مدلسازی به روش مدلینگ و با استفاده از پایگاه داده Swiss Model انجام شد (38، 29).
اعتبارسنجی مدل ساخته شده: برای ارزیابی ساختار و کیفیت شیمی فضائی مدل ساخته شده از نمودار راماچانداران با استفاده از سرور Procheck و سرور ProSA استفاده شد. سرور ProSA کیفیت مدل تولید شده را با محاسبه Z-score بیان میکند. Z-score، معیاری است که کیفیت کلی مدل را نشان میدهد (51). همردیفی ساختاری دو ساختار مدل شده و الگو با استفاد ه از نرم افزار Chimera1.11.2 انجام گرفت.
بررسی ترکیبات با قانون لیپینسکی (Lipinski) : برای ارزیابی اینکه یک ترکیب میتواند خواص دارویی داشته باشد و برای پیشبینی میزان جذب، برای تمام ترکیبات، قانون لیپینسکی در نظر گرفته میشود. قانون لیپینسکی (Lipinski’s rule of five) پیشبینی میکند که جذب یا نفوذ مناسب در مواردی اتفاق میافتد که ترکیب مورد نظر دارای ویژگیهای مانند وزن مولکولی کمتر از 500 دالتون، فاکتور چربی دوستی (LogP) کمتر از 5، تعداد اتمهای پذیرنده هیدروژن کمتر از 10 و تعداد اتمهای دهنده هیدروژن کمتر از 5 باشد. لذا ترکیبی که این ویژگیها را داشته باشد و از قانون لیپینسکی برخوردار باشد، جذب بیشتر و اثربخشی بیشتری دارد (32) لذا برای بررسی ترکیبات از لحاظ این قانون از پایگاه SwissADME استفاده شد.
پیش بینی خصوصیات فیزیکوشیمیایی و بیولوژیک ترکیبات مورد بررسی: بطور کلی، دارا بودن خصوصیات فیزیکوشیمیایی مطلوب در کنار اثر بخشی دارویی از شاخصهای مهم جهت ارزیابی یک مولکول به عنوان یک کاندید دارویی مناسب است. لذا در این مطالعه، خصوصیات فیزیکوشیمیایی شامل حلالیت در آب، مساحت قسمتهای قطبی مولکول ((TPSA)Topological Polar Surface Area ) و قابلیت مهار سیتوکرومی که در طراحی پیش دارو بصورت خوراکی یا تزریق وریدی یا جذب پوستی نقش دارند با استفاده از پایگاه SwissADME بر اساس قانون لیپینسکی پیشبینی شد. برای پیشبینی طیف فعالیت و برای یافتن اهداف (مکانیسم) جدید برای برخی لیگاندها و برعکس، برای آشکار کردن لیگاندهای جدید برای برخی از اهداف بیولوژیکی و مطالعه هدف مولکولی برای یافتن عوارض جانبی فنوتیپی یا واکنش متقابل بالقوه ناشی از عمل لیگاندها از پایگاههای PASS-Way2Drugو Swiss Target Predictionاستفاده شد. سرورهای مذکور نرم افزارهای آنلاین هستند که با دریافت اطلاعات مولکول شیمیایی در قالب فایل (SDF)Structure Data File یا (Smile)Simplified molecular-input line-entry system امکان پیش بینی خصوصیات فیزیکوشیمیایی را فراهم میآورند (14، 20، 37).
داکینگ مولکولی: ساختار سه بعدی پروتئین تیمیدینکیناز توسط روش همولوژی مدلینگ دریافت شد. در طول فرآیند آمادهسازی پروتئین با استفاده از نرمافزار MOE-2014 (5)، هیدروژنهای قطبی و بارهای گستیگر (بارهای الکتریکی اتم که به صورت تجربی محاسبه میگردد) به پروتئین اضافه و هیدروژنهای غیر یونیزه در اتم کربن مجاور ادغام شدند. ساختار پروتئین توسط الگوریتم کمینه سازی انرژی MOE با استفاده از میدان نیروی MMFF94X با روش گرادیان مزدوج به حداقل رسید. سپس، ساختار پروتئین برای مطالعات داکینگ مولکولی ذخیره شد. به منظور ارزیابی ترکیبات فنولیک و داروی استاندارد (گانسیکلوویر) در مهار پروتئین تیمیدینکیناز از روش داکینگ مولکولی با استفاده از نرمافزار MOE-2014 استفاده شد. درMOE ، تمایل اتصال گیرنده-لیگاند با تمام هندسههای اتصال ممکن بر اساس یک مقدار عددی به نام E-score اولویت بندی میشوند. MOE میتواند پیوندهای هیدروژنی، برهمکنشهای آبگریز، گوگرد-LP، کاتیون و قرار گرفتن کمپلکس در معرض حلال را شناسایی کند. بنابراین، در این کار، برهمکنشهای بین ترکیبات و پروتئین گیرنده بر اساس E-score پیشبینی میشوند. در طول فرایند شبیه سازی داکینگ مولکولی، پروتئین تیمیدینکیناز به عنوان یک ساختار صلب در نظر گرفته شد، در حالی که لیگاندها کاملاً انعطاف پذیر بودند. داکینگ مولکولی با استفاده از الگوریتم مکانیابی تطبیق مثلث در ترکیب با تابع امتیازدهی London dG برای اختصاص انرژیهای اتصال آزاد نظری مجتمعهای پروتئین-لیگاند و میدان نیرو به عنوان روش پالایش انجام شد. بررسیهای کمی از حیث انرژی پیوندی توسط بهترین کنفورماسیون ترکیبات با انرژیهای آزاد اتصال (E-score kcal/mol) ارزیابی شدند و بررسیهای کیفی از حیث برهمکنش بین لیگاندها و پروتئین شامل برهمکنشهای هیدروژنی و هیدروفوبی و با آمینواسیدهای موجود در پاکت اتصال پروتئین توسط ماژول LigX در نرم افزارMOE آنالیز شد. خاطر نشان میشود که در کنار محیطهای in vivo و in vitro، محیط in silico به عنوان یک محیط کارآمد در خصوص تجزیه و تحلیل جزئیات فرایندهای پیچیده زیستی محسوب میشود.
نتایج
بررسی ساختار اولیه و ثانویه پروتئین تیمیدینکیناز: نتایج آنالیز ساختار اولیه پروتئین تیمیدینکیناز نشان میدهد که این پروتئین دارای وزن مولکولی kDa 99/19 و 177 آمینواسید میباشد. نقطه ایزوالکتریک این پروتئین (72/6) در دامنه اسیدی (پائینتر از 7) میباشد و خاصیت اسیدی دارد. دانستن نقطه ایزوالکتریک در ارزیابی حلالیت و نحوه حرکت پروتئین در میدان الکتریکی مهم است. همچنین محاسبه عدد بالا (62/93) برای شاخص آلیفاتیک پروتئین تیمیدینکیناز نشاندهنده پایداری این پروتئین در محدوده مناسبی از دماها میباشد. شاخص ناپایداری (46/34) پروتئین تیمیدینکیناز بیانگر پایداری این پروتئین و قابلیت تحمل شرایط آزمایشگاهی جهت بررسی روی آن میباشد. علاوه بر این، هیدروفیل بودن (GRAVY) پروتئین، قابلیت مناسب پروتئین در ارتباط با محیط آبی پیرامون آن را نشان میدهد. در نهایت فراوانترین آمینواسیدها برای این پروتئین به ترتیب ایزولوسین و لوسین میباشند (اطلاعات تکمیلی، جدول s1).
ساختارهای ثانویه پروتئین معمولا ساختارهای تکرار شونده موضعی (محلی) میباشند که بهوسیله پیوندهای هیدروژنی پایدار میشوند. نتایج بررسی ساختار دوم پروتئین تیمیدینکیناز به صورت منحنی و توالی در شکل s1 و جدول s2 (اطلاعات تکمیلی) نشان میدهد که در واقع 42 آمینواسید در ناحیه هلیکس، 48 آمینواسید در ناحیه بتا و 87 آمینواسید در ناحیه کویل پروتئین میباشد.
بررسی ساختار سوم با روش همولوژی مدلینگ و نمایش سه بعدی پروتئین: از آنجایی که ساختار پروتئین توسط کریستالوگرافی اشعه ایکس یا رزونانس مغناطیسی هسته ای تعیین نشده است، ساختار سوم این پروتئین با استفاده از یک روش مبتنی بر همولوژی مدلینگ تعیین شد (1). مدلسازی ساختار سوم براساس انتخاب یک الگو با شباهت بالا با پرونئین هدف با استفاده از پایگاه اطلاعاتی Swiss Model انجام شد. الگوی منتخب برای مدلسازی پروتئینکیناز برای آبله میمونی، پروتئین تیمیدینکیناز واکسینا ویروس (PDB ID: 2J87) با 177 آمینواسید میباشد. درصد هویت (percentage identity) الگوی 2J87 با پروتئین هدف 79/93 درصد و مقدار E-value 121e-3 میباشد که هویت توالی (sequence identity) 90/93 درصد بهدست آمده از همولوژی مدلینگ را تأیید میکند. با توجه به میزان شباهت بالای الگوی 2J87 با پروتئین هدف این احتمال وجود دارد که مدلسازی به صورت مناسبی انجام شده است .
اعتبارسنجی و ارزیابی مدل پروتئین تیمیدینکیناز: ارزیابی مدل پیشنهادی شده در Swiss Model بر اساس شاخصهای (GMQE) Global Model quality Estimation وGMEAN میباشد. تابع QMEAN، یک تابع حسابی مرکب برای ارزیابی کیفیت ساختار کلی و آمینواسید ساختار مدلسازی شده میباشد. نمودار کیفیت برای هر آمینواسید در مدل (محورX) شباهت مورد انتظار به ساختار طبیعی (Native structure) (محور Y) ر ا نشان میدهد. به طور معمول، آمینواسیدهایی که اسکور زیر 6/0 را نشان بدهند، از کیفیت پایینی برخورد هستند. GMQE، یک ارزیابی کیفی است که خصوصیات همترازی مدل الگو را ترکیب میکند. بر این اساس، مقادیر GMQE وQMEAN برای مدل پیشبینی شده تیمیدینکیناز به ترتیب برابر با 81/0 و 8/0- میباشد. همچنین در شکل 3 شاخصهای Local Quality Estimate و Comparison نیز بیانگر شباهت ترکیب مدل سهبعدی بدست آمده توسط سرور Swiss Model براساس الگوی توالی پروتئین تیمیدینکیناز مورد مطالعه میباشد.
شکل 3- ارزیابی شاخصهای Local Quality Estimate و Comparison ساختار سوم پروتئین تیمیدینکیناز توسط سرورSwiss Model
شکل 4- همردیفی ساختاری دو ساختار پروتئین الگو و مدلسازی شده که بر روی هم منطبق شدهاند. ساختار الگو با رنگ آبی و ساختار مدل سازی شده با رنگ برنزه
همچنین، شاخص (RMSD) Root-Mean-Square-Deviation میزان انحراف دو ساختار را از یکدیگر نشان میدهد که مقدار RMSD هر چه کمتر باشد نشاندهنده انحراف کمتر این ساختارها از یکدیگر است. پس از همردیفی ساختاری برای ساختار مدل شده و الگو مقدار RMSD بین دو مدل Å 346/0 گزارش شده است که نشاندهنده عدم انحراف در ساختار پروتئین مدلشده با ساختار الگو است (شکل 4) (39).
کیفیت ساختار مدل شده با استفاده از نمودار راماچاندران و سرور Pro-SA اعتبارسنجی شد. نمودار راماچاندران با محاسبه درصد آمینواسیدهای قرار گرفته در نواحی ایدهآل، قابلقبول و غیرقبول، کیفیت مدل ورودی را تعیین مینماید. نمودار راماچاندران زاویهی Phi بر حسب Psi را در ساختار پروتئین نشان میدهد. زنجیرههای کناری بلندترسبب محدودیت احتمالات نمیگردد و در نمودار راماچاندران ناحیهی مربوط به این زنجیرهها کوچکتر نمیگردد. در عمل گروه متیلن در موقعییتβ سبب محدودیت میشود و زاویه Psi بر حسب phi برای آمینواسیدها محدوده کوچکتری را در بر میگیرد (24). نتایج نشان دادند که در مدل تیمیدینکیناز 91 درصد آمینواسیدها در منطقه ایدهآل، 7/7 درصد در منطقه قابلقبول (3/1 درصد را با چشمپوشی از خطا میتوان قابلقبول در نظر گرفت) و صفر درصد در منطقه غیرقابلقبول میباشد (شکل a5) و این بدان معنی است که مدل کیفیت بالایی دارد و قابلقبول است. سرور Pro-SA با استفاده از برآورد Z-score انرژی کلی را برای مدل پروتئین محاسبه میکند. روش Pro-SA مجموع فولد صحیح و غیر صحیح را به طور جداگانه و دقیق حساب میکند و این سرور کیفیت مدل پروتئینی را محاسبه کرده و باید کیفیت پروتئین در محدوده کیفیت پروتئین بدستآمده از کریستالوگرافی و یا NMR (ناحیه رنگی) باشد. ارزش Z-score برای مدل 48/6- برآورد شده است و نشان میدهد که ساختار سهبعدی پیشبینی شده از کیفیت بالایی برخوردار است (شکل b5).
شکل 5- (a) نمودار راماچاندران ساختار تیمیدینکیناز مدلسازی شده. ناحیه کاملا سفید ناحیه غیرقابلقبول است و هر نقطه قرمز رنگ در نمودار نشاندهنده یک آمینواسید با زاویه فی و سای میباشد، (b) نمودار Pro-SA برای نتیجه ارزیابی ساختار پروتئین تیمیدینکیناز مدلسازی شده
خصوصیات فیزیکوشیمیایی و پارامترهای
فارماکوکینتیک: براساس قانون لیپینسکی و تعریف قانون 5 تایی، پیش بینی قابل جذب بودن ترکیبات از راه خوراکی بر اساس وزن مولکولی، فاکتور چربیدوستی و تعداد اتمهای دهنده و پذیرنده پیوند هیدروژنی ارائه میشود. Logp، میزان لیپوفیلیسیتی ماده را نشان میدهد که میبایست بین 1 الی 5 باشد، پس، هر اندازه میزان آن از 5 بزرگتر باشد میزان چربیدوستی ماده بیشتر و جذب گوارشی آن کمتر خواهد بود. توانایی تشکیل پیوند هیدروژنی پارامتر دیگری برای نفوذپذیری دارو است، که برای جذب ایدهآل تعداد دهندگان پیوند هیدروژنی و پذیرندگان پیوند هیدروژنی باید به ترتیب کمتر از 5 و10 باشد. نتایج بهدست آمده از قانون لیپینسکی با توجه به پایگاه SwissADME در جدول 1 آورده شده است. طبق این نتایج، تمام ترکیبات فنولیک به غیر از ترکیبات carmalol، epigallocatechin gallate وphloroethol از قانون لیپینسکی پیروی میکنند.
همچنین، ترکبات فنولیک ازلحاظ خصوصیات فیزیکوشیمیایی دیگر و پارامترهای فارماکوکینتیک مورد ارزیابی قرار گرفتند (جدول 2). Logs میزان حلالیت ماده را نشان میدهد که میزان بالای صفر آن، نشان دهنده حلالیت بالا و میزان کمتر از 10-، نشان دهنده نامحلول بودن ماده مورد نظر است. فاکتور مهم دیگری که نقش مستقیمی در نفوذپذیری ترکیبات زیست فعال دارد مساحتهای قطبی مولکول (TPSA) میباشد. بر اساس مطالعات انجام شده، نفوذپذیری ترکیبات با افزایش جرم ماده و کاهش (PSA)Polar Surface Area بیشتر میشود. ترکیباتی که PSA بزرگتر از140 آنگستروم دارند فاقد نفوذپذیری مناسب میباشند.
جدول 1- پارامترهای لیپینسکی داروی استاندارد و ترکیبات فنولیک
|
Lipinski |
Logp |
دهندگان پیوند هیدروژنی |
پذیرندگان پیوند هیدروژنی |
وزن مولکولی |
نام ترکیب |
|
بله |
62/2 |
5 |
6 |
24/287 |
Anthocyanidin |
|
بله |
97/0 |
3 |
4 |
16/180 |
Caffeic acid |
|
خیر |
84/2 |
11 |
15 |
50/634 |
Carmalol |
|
بله |
47/1 |
5 |
6 |
27/290 |
Catechin |
|
بله |
96/0 |
6 |
9 |
31/354 |
Chlorogenic acid |
|
بله |
95/0 |
2 |
3 |
16/164 |
p-coumaric acid |
|
بله |
27/3 |
6 |
8 |
38/368 |
Curcumin |
|
بله |
47/1 |
5 |
6 |
27/290 |
EC |
|
بله |
78/1 |
6 |
9 |
28/372 |
Eckol |
|
خیر |
87/1 |
8 |
11 |
37/458 |
Epigallocatechin gallate |
|
بله |
98/0 |
6 |
7 |
27/306 |
Epigallocatechin |
|
بله |
92/0 |
9 |
9 |
30/374 |
Fucol |
|
بله |
72/1 |
8 |
9 |
30/374 |
Fucophlorethol A |
|
بله |
79/0 |
6 |
7 |
20/266 |
Fuhalol |
|
بله |
21/0 |
4 |
5 |
12/170 |
Gallic acid |
|
بله |
28/1 |
3 |
3 |
16/154 |
Hydroxytyrosol |
|
بله |
53/2 |
0 |
1 |
26/208 |
Isorhamnetin |
|
خیر |
33/2 |
8 |
12 |
38/496 |
Phloroethol |
|
بله |
71/1 |
3 |
3 |
24/228 |
Resveratrol |
|
بله |
17/1 |
5 |
8 |
31/360 |
Rosmarinic acid |
|
بله |
16/0 |
4 |
6 |
23/255 |
Ganciclovir |
سیتوکرومها از آنزیمهای مهم در بدن هستند که بطور عمده در کبد و روده یافت میشوند و مولکولهای آلی خارجی مانند سموم یا داروها را اکسید میکنند تا بتوانند از بدن خارج شوند. بنابراین بررسی این سیتوکرومها در جذب و اثربخشی دارو بسیار موثر است و چنانچه ترکیب کاندید شده، مهارکننده این سیتوکرومها نباشد میتوان عنوان کرد که دارو قابلیت جذب گوارشی خوبی دارد و بصورت خوراکی قابل مصرف میباشد. در نهایت برای اثربخشی یک دارو به صورت خوراکی، تزریق وریدی یا جذب پوستی باید برآیندی از فاکتورهای ذکر شده را در نظر گرفت. براساس جدول 2، داروی گانسیکلوویر دارای حلالیت و نفوذپذیری مناسبی میباشد و اما جذب گوارشی پایین دارد و قابلیت مصرف خوراکی ندارد. همچنین، مشاهده شد که از میان ترکیبات فنولیک، carmalol، fucophlorethol A، epigallocatechin gallate، fucol و phloroethol با داشتن حلالیت نسبی، نفوذپذیری نامناسب و جذب گوارشی کم، قابلیت مصرف خوراکی نداشته و میبایست به صورت تزریق وریدی استفاده شوند و
همچنین ترکیبات rosmarinic acid و eckol با جذب گوارشی پایین و ترکیب chlorogenic acid با نفوذپذیری پایین، قابلیت مصرف خوراکی ندارند و باید به صورت تزریق وریدی استفاده شوند، اما دیگر ترکیبات بررسی شده در جدول با داشتن حلالیت و نفوذپذیری مناسب و جذب گوارشی بالا، قابلیت مصرف خوراکی دارند. به خاطر ایمن بودن بیشتر، میزان نفوذ سد خونی- مغزی، فعالیت سیستم عصبی- مرکزی و خطر سمیت ترکیبات نیز محاسبه شد. مغز توسط سد خونی-مغزی از گردش سیستمیک محافظت میکند. همه ترکیبات فنولیک به غیر از p-coumaric acid و resveratrol بر سیستم عصبی- مرکزی غیرفعال بودند، لذا اختلالی روی سیستم عصبی- مرکزی ایجاد نمیکنند و محدوده نرمالی را نشان دادند، همچنین پیشبینی خطر سمیت ترکیبات نشان داد که فقط ترکیبات fucol، hydroxytyrosol وresveratrol دارای خطرات سمیت جهشزا و تومورزا، سمیت کبدی و حساسیت پوستی میباشند. بنابراین بیشتر ترکیبات طبیعی فنولی انتخابشده، خواص فارماکوکینتیکی و فیزیکوشیمیایی مناسبی را از خود نشان دادند.
داکینگ مولکولی: داکینگ مولکولی یک روش بیوانفورماتیکی است که جهتگیری مطلوب لیگاند را هنگام برهمکنش با یک ماکرومولکول زیستی (گیرنده، آنزیم و یا اسیدنوکلئیک) پیشبینی میکند و یک کمپلکس پایدار را تشکیل میدهد (2، 23). ساختار سهبعدی ترکیبات فنولیک و داروی استاندارد در جایگاه فعال آنزیم تیمیدینکیناز داک شدند. نتایج به دست آمده از داکینگ مولکولی میان آنزیم تیمیدینکیناز با هرکدام از ترکیبات فنولیک و داروی استاندارد در جدول 3 آورده شده است. همانطور که مشاهده میشود اکثرترکیبات فنولیک، با توجه به انرژی حاصل از برهمکنش لیگاند-گیرنده، اتصال مناسبی با آنزیم مذکور دارند و درجدول مهمترین آمینواسیدهای درگیر در جایگاه فعال آنزیم و کلیه برهمکنشهای لیگاندها شامل پیوندهای هیدروژنی، برهمکنش هیدروفوبی و arene-H ذکر شده است. آمینواسیدهای مهمی که در جایگاه فعال با مهارکنندهها برهمکنش دارند عبارتند از Ser18-Met13، Lys39،Tyr40، Arg45-Asn42، Thr48، Leu50، Thr52، His53، Asp82، Glu83، Leu109، Phe113-Gly111، Phe118، Ser148، Arg150 و Gly162-Ile157.
بررسی خصوصیات بیولوژی ترکیبات فنولیک: مطالعات طراحی دارو، PASS را به عنوان یک ابزار محبوب استفاده شده در تقریباً هر صنعت دارویی با توجه به تجزیه و تحلیل رابطه ساختار-فعالیت در نظر گرفتهاند. امتیاز پیشبینی فعالیتهای بیولوژیکی را بر اساس نسبت احتمال فعال بودن ((Pa) Prediction of activity) و احتمال غیرفعال بودن ((Pi) Probable inactivity) میدهد. Pa بالاتر به این معنی است که فعالیت بیولوژیکی احتمال بیشتری برای یک ترکیب دارد. علاوه بر این، محققان طیفهای فعالیت بیولوژیکی ترکیبات caffeic acid، curcumin، gallic acid و rosmarinic acid را شناسایی کردند که در پایگاه داده PASS ذخیره شدهاند. جدول 4 نتایج پیشبینی دوازده فعالیت بیولوژیکی را برای ترکیبات فنولیک انتخاب شده نشان میدهد. شایان ذکر است، نتایج تحقیق حاضر نشاندهنده کاربرد عمده طرح PASS برای پیشبینی فعالیتهای بیولوژیکی caffeic acid، curcumin، gallic acid و rosmarinic acid براساس ساختار فنولی ترکیبات مربوطه است که با ضریب پیشبینی متوسط برابر با 80/0 (Pa در محدوده 209/0 تا 956/0 است، هنگامی که Pa>Pi) برای این ترکیبات نشان داده شده است.
پیشبینی هدف: مطالعات هدف مولکولی برای یافتن عوارض جانبی فنوتیپی یا واکنش متقابل بالقوه ناشی از عمل ترکیبات caffeic acid، curcmin، gallic acid و rosmarinic acid بر روی پروتئینها به عنوان بهترین ترکیبات فنولیک مهم هستند. شکل 6، درصد زیست فعالی ترکیباتی با اثر مهاری بهتر را با توجه به اهداف پروتئینی انتخابشده نشان میدهد.
جدول 4- نتایج پیشبینی PASS از فعالیتهای بیولوژیکی ترکیبات caffeic acid، curcumin، gallic acid و rosmarinic acid
|
Rosmarinic acid |
Gallic acid |
Curcumin |
Caffeic acid |
|
ردیف |
||||
|
Pa |
Pi |
Pa |
Pi |
Pa |
Pi |
Pa |
Pi |
فعالیت بیولوژیک |
|
|
956/0 |
003/0 |
890/0 |
014/0 |
887/0 |
014/0 |
955/0 |
003/0 |
Membrane integrity agonist |
1 |
|
666/0 |
012/0 |
732/0 |
005/0 |
826/0 |
003/0 |
799/0 |
004/0 |
HMOX1 expression enhancer |
2 |
|
686/0 |
022/0 |
712/0 |
019/0 |
621/0 |
030/0 |
841/0 |
009/0 |
HIF1A expression inhibitor |
3 |
|
397/0 |
053/0 |
513/0 |
026/0 |
317/0 |
091/0 |
508/0 |
027/0 |
Histidine kinase inhibitor |
4 |
|
293/0 |
097/0 |
901/0 |
004/0 |
623/0 |
028/0 |
610/0 |
031/0 |
Aldehyde oxidase inhibitor |
5 |
|
722/0 |
005/0 |
597/0 |
010/0 |
814/0 |
004/0 |
845/0 |
003/0 |
Antimutagenic |
6 |
|
779/0 |
024/0 |
814/0 |
015/0 |
816/0 |
014/0 |
945/0 |
003/0 |
Mucomembranous protector |
7 |
|
632/0 |
041/0 |
718/0 |
023/0 |
671/0 |
032/0 |
776/0 |
014/0 |
TP53 expression enhancer |
8 |
|
558/0 |
012/0 |
406/0 |
022/0 |
692/0 |
007/0 |
551/0 |
012/0 |
Chemopreventive |
9 |
|
496/0 |
008/0 |
680/0 |
337/0 |
677/0 |
019/0 |
651/0 |
023/0 |
Antiinflammatory |
10 |
|
399/0 |
092/0 |
681/0 |
476/0 |
326/0 |
201/0 |
389/0 |
103/0 |
Antiviral (Rhinovirus) |
11 |
|
481/0 |
022/0 |
504/0 |
020/0 |
469/0 |
023/0 |
461/0 |
024/0 |
Hepatoprotectant |
12 |
|
268/0 |
119/0 |
522/0 |
005/0 |
209/0 |
196/0 |
369/0 |
043/0 |
Antiviral (Adenovirus) |
13 |
|
327/0 |
187/0 |
582/0 |
023/0 |
- |
- |
508/0 |
047/0 |
Antiviral (Picornavirus) |
14 |
تجزیه و تحلیل نمودارهای دایرهای نشان داد که پروتئازها، لیازها، کینازها، آنزیمها و گیرنده هستهای اهداف اصلی پیشبینی شده برای همه ترکیبات پیشنهادی بودند. همچنین نمودار دایرهای caffeic acid، 4 درصد گیرندههای جفتشده با پروتئین خانواده A، اکسیدوردوکتازها، فسفاتازها و گیرندههای اینترلوکین 1 را پیشبینی کرد. برای curcumin، نمودار دایرهای 12 درصد اکسیدوردوکتازها، 4 درصد ایزومراز، فاکتور رونویسی، گیرنده غشایی، ناقل فعال اولیه وگیرندههای اینترلوکین 1 را نشان داد. برای gallic acid، نمودار دایرهای 8 درصد ترانسفراز و پروتئین ترشحی و4 درصد گیرندههای جفت شده با پروتئین خانواده A وکانال یونی را پیشبینی کرد و نمودار دایرهای برای rosmarinic acid، 4 درصد ناقل الکتروشیمیایی، پروتئین ترشحی و چسبندگی را پیشبینی کرد. مکانهای احتمالی هدف که ممکن است ترکیبات فنولیک انتخابشده به آنها متصل شوند، کیناز، اکسیدوردوکتاز، آنزیمها، پروتئازها و لیازها هستند که واکنش دارویی را براین اساس تحریک میکنند. همچنین، این تجزیه و تحلیل توضیحی برای استفاده caffeic acid،curcumin ، gallic acid و rosmarinic acid بهعنوان مهارکنندههای تیمیدینکیناز ارائه میکند.
بحث
تیمیدینکیناز در ویروس آبله میمونی، پروتئینی است که توسط این ویروس کدگذاری شده و دارای فعالیت فسفریله کننده تیمیدین است. تیمیدینکینازها نقش کلیدی در سنتز DNA و بنابراین در تقسیم سلولی دارند، زیرا بخشی از زنجیره واکنش برای وارد کردن تیمیدین به DNA هستند. بنابراین، آبلهمیمونی را میتوان با مهار سنتز DNA با کمک مهارکنندههای تیمیدینکیناز درمان کرد.
|
(a) |
|
(b) |
|
(c) |
|
(d) |
شکل 6- 25 هدف پیشبینی شده برای ترکیبات (a) Caffeic acid، (b) Curcumin، (c) Gallic acid و (d) Rosmarinic acid
در روش مشابهت مدلینگ یا مدلسازی مقایسهای، ساختمان پروتئین براساس مشابهت توالی با ساختمانهای شناختهشده با روشهای تجربی پیشبینی میشود، در حقیقت، روش یادشده براین اصل استوار است که اگر دو پروتئین مشابهت توالی زیادی داشته باشند، احتمالا ساختمان سهبعدی بسیار مشابهی دارند. ساختار سهبعدی پروتئین منبع مهم اطلاعاتی برای درک بهتر عملکرد پروتئین و برهمکنش آن با اجزای دیگر (لیگاندها، پروتئین و ...) میباشد. بهعلت سختی و پرهزینه بودن فرایند کریستالوگرافی بهخصوص در مورد پروتئینهای مانند تیمیدینکینازها که نقشهای حیاتی در مسیرهای شناخته شده دارند، پیشگویی ساختار آن از طریق ابزارin silico به منزله میانبری برای مطالعات بعدی و بررسی جزئیات ساختاری آن خواهد بود. به عبارت دیگر طراحی یک لیگاند موثر برای فعالسازی یا مهار پروتئین در یک مسیر خاص، با شبیهسازی ساختار سوم آن پروتئین مقرون بهصرفه بوده و روند مطالعات را تسریع میکند. با توجه به نتایج ارزیابی کیفی مدلهای ایجاد شده، میتوان با ضریب اطمینان بالایی از این مدلها در آنالیزها و طراحیهای بعدی استفاده نمود. برای مقایسه دو ساختار مدلشده و الگو، همردیفی ساختاری ساختاری براساس توپولوژی پروتئین (جهتگیری رشتهها و هلیکسها) انجام شد. RMSD نسبتا پایین گزارششده نشاندهنده این است که ساختار پروتئین مدلشده مشابه ساختار پروتئین الگو میباشد.
داکینگ مولکولی نشان دهنده یک رویکرد پرکاربرد برای بررسی حالت اتصال و تمایل اتصال لیگاندها به پروتئینهای هدف است (22) و برای بررسی برهمکنش پروتئین تیمیدین کیناز و ترکیبات فنولیک مورد استفاده قرار گرفت. در این مطالعه، پس از مدلسازی پروتئین تیمیدینکیناز، مکانیسم مهاری ترکیبات فنولیک بر روی پروتئین مدلشده و نحوه برهمکنش این ترکیبات با جایگاه فعال تیمیدینکیناز در جستجوی مهارکنندههای قوی و انتخابی مورد مطالعه قرار گرفته است و نتایج این بررسیها نشان داد که ترکیبات مورد مطالعه میتوانند با اتصال به جایگاه فعال آنزیم تیمیدین کیناز موجب مهار آن گردند. همچنین، نتایج داکینگ نشان داد که تمامی ترکیبات مورد مطالعه عملکرد خوبی داشته و انرژی مهاری قابل قبولی دارند و میتوانند در درمان آبلهمیمونی مفید باشند.
پس از پیشبینی و ارزیابی مدل پروتئین، بررسی نتایج داکینگ ترکیبات فنولیک نشان داد که تمام ترکیبات، فضای مشابهی را درون جایگاه فعال پروتئین اشغال میکنند. براساس نتایج جدول 3 و شکل 8، دو معیار مهم در تعیین بهترین حالت داک شده، بیشترین (منفیترین) انرژی اتصال آزاد تخمینزده شده و همچنین بیشترین برهمکنشهای مناسب با آمینواسیدهای اصلی جایگاه فعال تیمیدینکیناز میباشند. نتایج حاصل از بررسی داروی استاندارد بکار رفته به عنوان کنترل مثبت در جدول شماره 4، حاکی از برهمکنش گانسیکلوویر با انرژی مهاری 35/11- کیلوکالری برمول با جایگاه فعال پروتئین تیمیدینکیناز بود. داروی گانسیکلوویر با آمینواسیدهای Lys17، Ser18 وGly161 پیوند هیدروژنی و با آمینواسیدهای Phe118، Ile159، Leu109، Ile160، Met13، Phe86 وLeu14 برهمکنش هیدروفوبی برقرار کرده است (شکل e7).
براساس جدول 3، ازمیان 20 ترکیب فنولیک، اثرمهاری ترکیبات caffeic acid، curcumin، gallic acid و rosmarinic acid بهترتیب با انرژیهای مهاری 28/16- ، 72/17- ، 60/15- و32/16- کیلوکالری برمول نسبت به داروی استاندارد بکاررفته بر روی تیمیدینکیناز قویتر است. همچنین، دیگرترکیبات فنولیک با انرژیهای مهاری 05/11- تا 92/14- کیلوکالری برمول، اثر مهاری تقریبا بهتری نسبت به داروی استاندارد دارند. بنابراین میتوان گفت اثر مهاری ترکیبات فنولیک بر روی تیمیدینکیناز نسبت به داروی استاندارد تقریبا بیشتر میباشد.
مطالعات داکینگ مولکولی نشان داد که در میان ترکیبات فنولیک، ترکیب caffeic acid به پروتئین تیمیدینکیناز با پیوند هیدروژنی و برهمکنشهای هیدروفوبی متصل میگردد. استخلاف هیدروکسیل در کربن موقعیت 4 و گروه کربوکسیلیک اسید ترکیبcaffeic acid با آمینواسیدهایLys17، Met13، Glu83 وGly161 پیوند هیدروژنی تشکیل میدهند و این گروههای هیدروکسیل و کربوکسیلیک اسید باعث افزایش میزان حلالیت این ترکیب میشوند و در صورت مصرف خوراکی برای انسان جذب گوارشی خوبی نشان میدهد. علاوه براین، ترکیب caffeic acid قادر به ایجاد برهمکنش arene-H است که بین حلقه فنیل ترکیب با آمینواسید Ser18 ایجاد میگردد (شکل a7). این یک ترکیب تقریبا هیدروفیل باLogp برابر 97/0 میباشد و براساس ساختار، ترکیب caffeic acid با آمینواسیدهای Leu14، Ile160، Tyr166، Asp82 وGly16 برهمکنشهای هیدروفوبی تشکیل میدهد.
ترکیب curcumin بهدلیل دارا بودن بخشهای هیدروفیل (استخلاف هیدروکسیل وکربونیل) و هیدروفوب (حلقه فنیل) توانایی تشکیل پیوندهای هیدروژنی و برهمکنشهای هیدروفوبی با آمینواسیدهای جایگاه فعال پروتئین را دارد و لازم بهذکر است که این حلقههای فنیل و زنجیره 7 کربنه با پیوند دوگانه در موقعیتهای 1 و6 باعث افزایش لیپوفیلیسیته ترکیب میشوند و لیپوفیلیسیته ترکیبcurcumin (Logp برابر 27/3) بیشتر از لیپوفیلیسیته caffeic acid است میتواند روی برهمکنشهای هیدروفوبی با تیمیدینکیناز تاثیر داشته باشد. همچنین، حلقههای فنیل، زنجیره 7 کربنه و گروههای متوکسی ترکیب curcumin با آمینواسیدهای Phe113، Ile159، Phe80، Leu50، Met13، Glu158، Tyr160 و Leu109 برهمکنشهای هیدروفوبی تشکیل میدهند. Curcumin، در مقایسه با سایر ترکیبات فنولیک و داروی استاندارد اثر ضد تیمیدینکیناز و انرژی اتصال قویتری را نشان میدهد. این ترکیب قادر به تشکیل پیوند هیدروژنی توسط گروههای کربونیل کربنهای 3 و 5 و استخلاف هیدروکسیل کربن 4 حلقه فنیل با آمینواسیدهای Lys17، Glu83 و Ile157 میباشد. ترکیب curcumin نیز مشابه caffeic acid دارای برهمکنش arene-H بین حلقههای فنیل ترکیب وآمینواسیدهای Ser18 و Phe118 میباشد (شکل b7). یکی از تفاوتهای مهم این دو ترکیب در حلقههای فنیل و پیوندهای دوگانه است. در curcumin، دارای دو حلقه فنیل با استخلافهای هیدروکسیل و متوکسی در کربن موقعیت 3 و4 و پیوندهای دوگانه در موقعیتهای 1 و6 میباشد، درحالیکه ترکیب caffeic acid، دارای یک حلقه فنیل با استخلافهای هیدروکسیل در کربن موقعیت 3 و4 میباشد. بنابراین حلقههای فنیل و استخلافهای هیدروکسیل و متوکسی حلقه فنیل و گروههای کربونیل در curcumin بر روی جهتگیری فضایی ترکیب در جایگاه اتصال پروتئین موثر است و احتمالا برای سیستم مفید است و این امر میتواند یکی از دلایل افزایش انرژی اتصال و افزایش اثر ضد ویروسی این ترکیب نسبت به caffeic acid شود.
برای ترکیب gallic acid، نتایج داکینگ نشان داد که برهمکنشهای عمده این ترکیب مشابه caffeic acid و curcumin از نوع برهمکنشهای هیدروفوب و پیوند هیدروژنی میباشند. Gallic acid توانایی تشکیل 5 پیوند هیدروژنی توسط استخلافهای هیدروکسیل کربنهای 3، 4 و 5 حلقه فنیل و گروه کربوکسیلیکاسید با آمینواسیدهای Met13، Lys17، Asp82 و Gly161 را دارد (شکل c7). این ترکیب بهدلیل وجود حلقه فنیل و استخلافهای هیدروکسیل در ساختار خود مشابه با caffeic acid و curcumin اثر ضدویروسی خوبی را نشان میدهد و دارای ساختار قابل انعطافپذیر است و برهمکنشهای مناسبی با آمینواسیدهای جایگاه فعال داردکه احتمالا کانفورمر مناسب در فضای سه بعدی جایگاه فعال، باعث افزایش این برهمکنشها شده است. مقدار لیپوفیلیسیته gallic acid (Logp برابر 21/0) تقریبا برابر با لیپوفیلیسیته caffeic acid است و به دلیل عدم وجود استخلافهای متوکسی و پیوندهای دوگانه و حلقههای فنیل کمتر انرژی اتصال کمتری نسبت به caffeic acid و curcumin نشان میدهد. ترکیب rosmarinic acid یک ترکیب فنولی گیاهی است که بهواسطه ایجاد پیوندهای هیدروژنی زیاد سبب مهار فعالیت تیمیدینکینازی ویروس میشود. این ترکیب علاوه بر برهمکنشهای هیدروفوب با آمینواسیدهای Leu50، Met13، Phe86، Thr48، Ile160، leu109، Glu83، Ile159 و Phe113، سه پیوند هیدروژنی از طریق گروه کربوکسیلیکاسید و استخلافهای هیدروکسیل با آمینواسیدهای Lys17، Leu14، Asp43 وGly161 تشکیل میدهد و یک برهمکنش arene-H با Ser18 برقرار میکند. این ترکیب مشابه ترکیبات caffeic acid و curcumin، احتمالا با هیدروفیلیسیته مناسب (Logp برابر 17/1) و برقراری پیوندهای هیدروژنی از طریق استخلافهای هیدروکسیل جهتگیری فضایی مناسبی در جایگاه فعال پروتئین دارد و اثر مهاری قویتری نسبت به داروی استاندارد نشان میدهد (شکل d7).
|
(a) |
|
(c) |
|
(b) |
|
(d) |
|
(e) |
|
Interactions |
|
backbone Hydrogen Bond |
|
sidechain Hydrogen Bond
|
|
Pi-Cation
|
شکل 7- نمایش برهمکنش های مجموعه لیگاند-پروتئین به صورت دو بعدی و سه بعدی، (a) Caffeic acid، (b) Curcumin، (c) Gallic acid، (d) Rosmarinic acid و (e) Ganciclovir
مطالعات داکینگ نشان داد که قراردادن برخی استخلافها بر روی قسمتهای خاصی از این ترکیبات موجب ایجاد اتصالات هیدروفوبی یا پیوند هیدروژنی بین ترکیبات و گیرنده میشوند که این امر قدرت ترکیبات را افزایش میدهد. نتایج داکینگ مولکولی نشان میدهد که گروههای فنولی و استخلافهای هیدروکسیل و کربوکسیلیکاسید برای فعالیت مهاری تیمیدینکیناز میتوانند موثر باشند. همچنین، در بررسی نتایج بدست آمده، مشخص شد در مجموع، این ترکیبات کاندیدشده فعالیت بیولوژیک، خواص فیزیکوشیمیایی و اثر مهاری خوب تا قوی را بر روی پروتئین تیمیدینکیناز نشان میدهند که نتایج داکینگ هم این فعالیتها را تائید میکند. علاوه براین، بررسی برهمکنشهای داکینگ حاکی از آن است که آمینواسیدهای Met13، Asp43، Asp82، Glu83، Phe118، Ile157، Gly161 و بهویژه آمینواسیدهای Lys17 و Ser18 نقش کلیدی در برهمکنش ترکیبات فنولیک با پروتئین تیمیدینکیناز دارند و میتوان اینطور استنباط کرد که تشکیل پیوند هیدروژنی و برهمکنشهای هیدروفوب از عوامل مهم در مهار پروتئین تیمیدینکیناز میباشند.
در سال 2020 El-Halim و همکاران اثر ترکیب curcumin را با استفاده از داکینگ مولکولی در مهار پروتئین تیمیدینکیناز ویروس هرپس سیمپلکس نوع 1 (HSV-1) نشان دادند. نتایج نشان داد که ترکیب curcumin با انرژی اتصال (4/5- کیلوکالری بر مول) با آمینواسیدهای جایگاه فعال پروتئین از قبیل Glu225، Glu83، Gln125، Tyr101، Met128، Arg176، Arg163 و Tyr172 برهمکنشهای موثری دارد (15). در تحقیق Fahmya و همکاران (2020) خاصیت ضدویروسی ترکیب طبیعی ویتکسین درErythrina speciosa بر روی پروتئین تیمیدینکیناز ویروس هرپس سیمپلکس نوع 1 (HSV-1) با استفاده از داکینگ مولکولی بررسی شده است. نتایج مطالعه نشان داد که آمینواسیدهای Glu83، Tyr101، Arg176، His58 وArg163 نقش مهمی را در اتصال ترکیبات طبیعی به این پروتئین دارند (18). Gercekو همکاران (۲۰۲۲) به مطالعه ترکیبات جدید برای ویروس واریولا پرداختند و اظهار داشتند که سه ترکیب 3SG، 4SG و 6SG اتصال مناسبی با انرژی های آزاد اتصال ۹/۷۱- تا ۱۰/۱۱- کیلوکالری بر مول با تیمیدیلات کیناز ویروس واکسینیا دارند و دارای برهمکنش های اتصال گیرنده-لیگاند بالایی هستند (19). علاوه بر این، Kwofie و همکاران (۲۰۲۱) به شناسایی و بررسی مکانیسم مهار گیاهان مربوط به اتنوفارماکولوژیک در برابر تیمیدین کیناز ویروس واریسلا-زوستر در بیماری آبله مرغان با استفاده از رویکردهای مختلف مانند شبیهسازی دینامیک مولکولی و داکینگ مولکولی پرداختند. نتایج نشان داده است که از ۶۵ ترکیب گیاهی بررسی شده، ۴۲ مورد از این ترکیبات دارای انرژیهای اتصال کمتر از ۷/۰- کیلوکالری بر مول هستند، با این حال تنها ۲۰ مورد مشاهده شد که برهمکنش پیوند هیدروژنی با پروتئین دارند. این فعل و انفعالات با استفاده از تجزیه و تحلیل نتایج دینامیک مولکولی و داکینگ مولکولی با آمینواسید Ala134 که برای اتصال حیاتی پیش بینی شده بود، روشن شد (28). در مطالعهای دیگر، همولوژی مدلینگ و مطالعات داکینگ مولکولی بر روی تیمیدینکیناز ویروس واریسلا زوستر (VZV) توسطSpadola و همکاران (2003) انجام شد و نتایج این مطالعات منجر به یک مدل قابل اعتماد شد با توجه به ویژگیهای اتصال این پروتئین که تفاوتهای جزئی در نحوه اتصال تیمیدینکیناز VZVبه بسترها در رابطه با تیمیدینکینازHSV-1 وجود دارد، این تفاوتها میتوانند برای طراحی لیگاند به منظور دستیابی به داروهای انتخابی بیشتر برای مداخلات ضد ویروسی و ژن درمانی مورد استفاده قرار گیرند (49).
نتیجهگیری
نتایج این مطالعه مشخص کرد که از میان ترکیبات فنولیک، ترکیبات caffeic acid، curcumin، gallic acid و rosmarinic acid به دلیل ویژگیهای فارماکوکینتیکی مناسب و سمی نبودن، خواص بیولوژیک مطلوب و امتیاز داکینگ منفی و اتصالات قوی با پروتئین میتوانند باعث مهار پروتئین تیمیدینکیناز شوند. هرچند انتظار میرود که با بررسی بیشتر و مطالعه دقیقتر این ترکیبات در شرایط in vitro و in vivo بتوان از این منابع طبیعی بهعنوان مهارکنندههای بالقوه در مهار پروتئین تیمیدینکیناز استفاده نمود.
سپاسگزاری
این مقالـه حاصـل طـرح تحقیقـاتی بـا کد اخلاق IR.SKUMS.REC.1401.064 در معاونت محترم تحقیقات و فنآوری دانشگاه علوم پزشـکی شهرکرد می باشد. بدین وسیله از آن معاونت محتـرم و مرکز تحقیقات بیوشیمی بالینی، پژوهشکده علوم پایه سلامت، دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد نهایـت قدردانی را به عمل می آوریم. طبق نظر نویسندگان هیچ گونه تضاد منافعی در پژوهش حاضر وجود ندارد.
| Article View | 1,089 |
| PDF Download | 16 |