Document Type : Research Paper
Keywords
Subjects
توالی RGD اتصال پپتیدهای مشتق از کلاژن IV به اینتگرینها را بهبود میبخشد: یک مطالعه in silico
ریحانه چمنی1*، محسن نمنبات1، محمد حسین طالقانی1 و آیلار ایمانپور2
1 ایران، یزد، دانشگاه یزد، گروه زیستشناسی
2 ایران، تهران، شبکه جهانی آموزش و پژوهش علمی (USERN)، گروه پزشکی بازساختی (REMED)
تاریخ دریافت: 18/09/1401 تاریخ پذیرش: 22/12/1401
چکیده
اینتگرینهای متصل شونده به RGD گیرندههایی هستند که در تومورهای مختلف بیش از حد بیان شده و نقش مهمی در رشد، رگزایی و متاستاز آنها دارند. از این رو، طراحی بازدارندههای حاوی RGD برای مهار اینتگرینها و درمان سرطان بسیار مورد توجه بوده است. اَرستن، کانستاتین و تومستاتین، مهارکنندههای رگزایی مشتق از کلاژن IV، از طریق اتصال به اینتگرینها و مهار پیامرسانی آنها عمل میکنند. در مطالعهای نشان داده شد که پپتیدهای مشتق از ارستن (A)، کانستاتین (C) و تومستاتین (T) قادر به مهار رگزایی و رشد تومور بوده و پپتید C فعالتر از دو پپتید دیگر میباشد. در مطالعه حاضر، توالی RGD به انتهای پپتیدهای مذکور اضافه شد و ساختار آنها بکمک شبیهسازی دینامیک مولکولی و برهمکنش آنها با اینتگرینهای αvβ3، αvβ6، αvβ8، α5β1 و α6β1 با استفاده از نرمافزار اوتوداک 4 بررسی شد. نتایج نشان دادند که افزودن RGD موجب تغییر ساختارهای دوم و کاهش نوسانات ساختاری در پپتیدها میشود. همچنین، پپتیدهای دارای RGD با انرژی اتصال منفیتری به تمام اینتگرینها متصل شده و انرژی اتصال پپتید CRGD منفیتر از سایرین بود. بنابراین میتوان پپتیدهای حاوی RGD را برای انجام بررسیهای آزمایشگاهی بیشتر پیشنهاد نمود. در مجموع، نتایج این مطالعه میتواند برای طراحی مهارکنندههای اینتگرین در جهت مهار رگزایی و رشد تومورها سودمند باشد.
واژه های کلیدی: داکینگ مولکولی، دینامیک مولکولی، مهارکننده رگزایی، اتوداک 4
* نویسنده مسئول: chamani@yazd.ac.ir
مقدمه
اینتگرینها خانوادهای از گیرندههای گلیکوپروتئینی هستند که در اتصال سلولها به ماتریکس خارج سلولی و سایر سلولها نقش دارند. آنها پروتئینهای هترودایمری متشکل از یک زیرواحد α و یک زیرواحد β هستند. حداقل 18 زیرواحد α و هشت زیرواحد β مختلف شناخته شده است که 24 اینتگرین مختلف در انسان را بوجود میآورند (31). تمام اینتگرینها دارای یک دامین خارج سلولی، یک دامین گذرنده از غشا و یک دم سیتوپلاسمی کوتاه هستند. زیرواحدهای α و β بشکل یک سر کروی با دو پا در سطح سلول قرار گرفتهاند (31). اینتگرینها میتوانند به لیگاندهای خارج سلولی و یا درون سلولی متصل شده و در نتیجه قادر به پیامرسانی دوطرفه هستند. در پیامرسانی "خارج به داخل"، لیگاندهای خارج سلولی به اینتگرین متصل شده، تغییرات ساختاری خاصی را در آن القاء کرده و اینتگرین را فعال میکنند که منجر به تنظیم فرآیندهای مختلفی مانند تکثیر سلولی، مهاجرت، بقا، رگزایی، بهبود زخم، تمایز سلولی و تهاجم میشود. در پیامرسانی "داخل به خارج"، تعامل پروتئینهای داخل سلولی با دم سیتوپلاسمی، اینتگرین را فعال نموده و چسبندگی سلول به ماتریکس خارج سلولی را تنظیم میکند. بطور کلی، تغییر ساختاری در اینتگرین منجر به تغییر از یک ساختار خمیده و غیرفعال به یک ساختار غیرخمیده و فعال میگردد (4). اینتگرینها بر اساس نوع لیگاند متصل شونده، به چهار زیرخانواده شامل اینتگرینهای الف) متصل شونده به کلاژن، ب) متصل شونده به لامینین، ج) متصل شونده به RGD و د) اختصاصی لکوسیتها دستهبندی میشوند. هر هشت اینتگرین متصل شونده به RGD یعنی اینتگرینهای αvβ1، αvβ3، αvβ5، αvβ6، αvβ8، α5β1، α8β1 و αIIbβ3 موتیف Arg-Gly-Asp (RGD) را در لیگاندهای خود شناسایی میکنند (25). اغلب اعضای این دسته از اینتگرینها در سلولهای توموری مختلف بیش از حد بیان میشوند و در رشد تومور، رگزایی و متاستاز نقش دارند. علاوه بر این، در سایر بیماریها مانند اختلالات عصبی، سپسیس، فیبروز، بیماریهای قلبی عروقی و عفونتهای ویروسی نقش ایفا میکنند (37). از این رو، در سالهای اخیر مطالعات پیشبالینی و بالینی متعددی بر روی مهارکنندههای اینتگرین از جمله آنتاگونیستهای دارای موتیف RGD برای اهداف درمانی و تشخیصی انجام شده است (21). کلاژن نوع IV، فراوانترین جزء غشاء پایه، از یک ساختار مارپیچ هتروتریمر متشکل از زنجیرههای α مختلف (α1- α6) ساخته شده است. هر زنجیره α از سه دامین تشکیل شده است: یک دامین کوتاه S7 در انتهای آمین، یک دامین مارپیچی مرکزی و یک دامین کروی غیرکلاژنی (NC1) در انتهای کربوکسیل (34). پروتئینهایی که بطور آنزیمی از دامین NC1 زنجیرههای α2، α1 و α3 جدا میشوند بترتیب اَرِستِن، کانستاتین و تومستاتین نامیده میشوند و مشخص شده است که اثرات ضدرگزایی و ضدتوموری قویای دارند (15، 29، 30). این پروتئینها با برخی از اینتگرینها تعامل دارند و مسیرهای پیامرسانی آنها را مهار میکنند. بعنوان مثال، اَرِستِن اثرات ضدرگزایی و ضدتوموری خود را از طریق تعامل با اینتگرین α1β1 اعمال میکند (3). کانستاتین با اینتگرینهای حاوی β1 (بعنوان مثال α1β1 و α3β1) و اینتگرین αvβ5 روی سلول اندوتلیال تعامل دارد (32). علاوه بر این، القاء آپوپتوز توسط کانستاتین در هر دو نوع سلول اندوتلیال و توموری از طریق اینتگرین αvβ3 و αvβ5 انجام میشود (24). تومستاتین به اینتگرین αvβ3 به روشی مستقل و/یا وابسته به RGD متصل میشود. علاوه بر این، بنظر میرسد که اینتگرین α3β1، α1β1 و αvβ5 گیرندههای سطح سلولهای اندوتلیال برای تومستاتین هستند (11 و 15). با این حال، اتصال این پروتئینها به سایر اینتگرینها هنوز مورد بررسی قرار نگرفته و اسیدآمینههای مسئول اتصال در این پروتئینها شناسایی نشده است. با توجه به مزایای پپتیدها نسبت به مولکولهای کوچک، پروتئینهای نوترکیب و آنتیبادیها، محققان در حال توسعه پپتیدهای ضدرگزایی و ضدسرطان هستند. در همین راستا، چندین مطالعه برای شناسایی نواحی فعال در پروتئین تومستاتین انجام شد و نتایج نشان دادند که دو پپتید همپوشان بنامهای T3 (اسیدآمینههای 88-69) و T7 (اسیدآمینههای 98-74) موثرتر از سایر قطعات تومستاتین هستند (23). جهشزایی هدفمند مشخص کرد که اسیدآمینههای لوسین 78، والین 82 و آسپارتات 84 برای فعالیت ضدرگزایی تومستاتین با واسطه اینتگرین αvβ3 ضروری هستند (11). از طرفی، گرافتون و همکاران نشان دادند که یک پپتید کوتاهتر حاوی تنها 15 اسیدآمینة همپوشان از T7 و T3 زندهمانی سلولهای اندوتلیال و رگزایی را در شرایط آزمایشگاهی کاهش میدهد (13). بنابراین ما در مطالعات قبلی ساختار و فعالیت پپتید 9 اسیدآمینهای از همین قطعه حاوی لوسین 78، والین 82 و آسپارتات 84 را با قطعات متناظر از ارستن و کانستاتین مقایسه نمودیم. نتایج نشان دادند که این پپتیدها میتوانند زندهمانی، مهاجرت و تشکیل لوله را در سلولهای اندوتلیال و همچنین رشد تومور را در موش کاهش دهند (6). همچنین ساختار پپتیدها با استفاده از شبیهسازی دینامیک مولکولی و اتصال آنها به اینتگرین αvβ3 از طریق شبیهسازی داکینگ مولکولی بررسی شد. بطور کلی، نتایج نشان دادند که پپتید مشتق از کانستاتین فعالتر از دو پپتید دیگر بوده و با انرژی اتصال منفیتری به اینتگرین αvβ3 متصل میشود (6). در مطالعه حاضر، با توجه به اهمیت اینتگرینهای متصل شونده به RGD در رگزایی، رشد و تهاجم تومور، توالی RGD به انتهای پپتیدهای مشتق از اَرِستِن، کانستاتین و تومستاتین افزوده شد و ساختار آنها بکمک شبیهسازی دینامیک مولکولی و همینطور برهمکنش آنها با اینتگرینهای αvβ3، αvβ6، αvβ8، α5β1 و α6β1 بکمک شبیهسازی داکینگ مولکولی بررسی شد و با پپتیدهای فاقد RGD مقایسه گردید. هدف از این مطالعه پاسخ به این سوال بود که آیا افزودن RGD به توالی پپتیدها منجر به افزایش اتصال آنها به اینتگرینها خواهد شد یا خیر.
مواد و روشها
- شبیهسازی دینامیک مولکولی پپتیدها
پپتیدهای دارای RGD مشتق از اَرِستِن، کانستاتین و تومستاتین بترتیب با عنوان ARGD، CRGD و TRGD نامگذاری شدند. ساختار اولیه این پپتیدها با استفاده از برنامه MODELLER ساخته شد و برای شبیهسازی دینامیک مولکولی استفاده شد. شبیهسازیها با استفاده از بسته GROMACS 4.5.5 و میدان نیروی CHARMM انجام شدند. پپتیدها در یک جعبه مکعبی حاوی آب شارژ نقطهای ساده برای حلالیت قرار داده شدند. سیستم با افزودن یونهای Na+ و Cl- خنثی شد. در تمام شبیهسازیها، فشار و دما با استفاده از الگوریتم Berendsen بترتیب نزدیک به مقادیر یک بار و 360 درجه کلوین حفظ شد. سرعت اولیه اتمها بطور تصادفی از توزیع ماکسول- بولتزمن در دمای اولیه بدست آمد. قبل از شروع شبیهسازی، کمینهسازی انرژی با استفاده از الگوریتم شیبدارترین نزول انجام شد. سپس، سیستمها بمدت 100 پیکوثانیه تحت شرایط NVT (تعداد ذرات، حجم و دمای ثابت) و 1000 پیکوثانیه تحت شرایط NPT (تعداد ذرات، فشار و دمای ثابت) متعادل شدند. در نهایت، مرحله تولید در دمای 300 درجه کلوین برای 50 نانوثانیه انجام شد. دادهها در فواصل زمانی نیم پیکوثانیه از شبیهسازیها استخراج شدند و مقادیر RMSD، RMSF، شعاع ژیراسیون (Rg) و DSSP بدست آمدند.
- شبیهسازی اتصال پپتیدها به اینتگرینها با برنامه اتوداک 4.2
اتصال پپتیدها به اینتگرینهای αvβ3 (PDB ID: 4G1M)، αvβ6 (PDB ID: 4UM8)، αvβ8 (PDB ID: 6OM1)، α5β1 (PDB ID: 7NXD) و α6β1 (PDB ID: 7CBE) با استفاده از برنامه AutoDock 4 شبیهسازی شد. ساختار کریستالی گیرندهها با PDB ID ذکر شده از سایت (https://www.rcsb.org/) RCSB PDB بارگیری شدند. در این مطالعه، پپتیدهای بدون RGD مشتق از اَرِستِن، کانستاتین و تومستاتین بترتیب با عنوان A، C و T نامگذاری شدند که از ساختار پپتیدهای حاصل از شبیهسازی دینامیک مولکولی انجام شده در مطالعه قبل (6) و از ساختار پپتیدهای ARGD، CRGD و TRGD حاصل از شبیهسازی دینامیک مولکولی مطالعه حاضر برای داکینگ با اینتگرینها استفاده شد. توالی پپتیدها در جدول 1 آورده شده است.
جدول 1: توالی اسیدآمینهای پپتیدها
|
توالی اسیدآمینهای |
نام پپتید |
|
LFCNINNVC |
A |
|
LYCNPGDVC |
C |
|
T |
|
|
LFCNINNVCRGD |
ARGD |
|
LYCNPGDVCRGD |
CRGD |
|
LFCNVNDVCRGD |
TRGD |
افزودن اتمهای هیدروژن قطبی با جهت مناسب به گیرندهها و لیگاندها و ادغام هیدروژنهای غیرقطبی قبل از آغاز داکینگ انجام شد. سپس، بارهای گاستایگر و کولمن محاسبه و اضافه شدند. فایلهای PDB با فرمت PDBQT ذخیره شدند. در داکینگ انجام شده، پپتیدها انعطافپذیر و گیرندهها بدون انعطاف در نظر گرفته شدند. برای اکثر پارامترها از تنظیمات پیش فرض برنامه استفاده شد. الگوریتم بکار برده شده، ژنتیک لامارکی و تعداد اجراها 50 مورد بود. از آنجایی که هیچ اطلاعاتی درباره ناحیه اتصالی پپتیدها روی گیرندهها وجود ندارد، برای مشخص کردن جعبه گرید، ناحیة به اصطلاح "سر" اینتگرینها به چند بخش تقسیم شد و چندین داکینگ مختلف انجام شد. در نهایت، انرژیهای اتصال کمپلکسهای خروجی بررسی شد و کمپلکس با منفیترین انرژی اتصال به عنوان بهترین مدل انتخاب شد و اسیدهای آمینه درگیر در اتصال در بهترین مدلها توسط برنامه Biovia Discovery Studio 2021 تعیین شدند.
نتایج
- شبیهسازی دینامیک مولکولی پپتیدهای دارای RGD
برای پاسخ به این سوال که اضافه کردن RGD چه تاثیری بر ساختار پپتیدهای مشتق از ارستن، کانستاتین و تومستاتین دارد، از روش شبیهسازی دینامیک مولکولی استفاده شد. ابتدا پپتیدها بمدت 50 نانوثانیه تحت شبیهسازی قرار گرفتند و در پایان پارامترهای RMSD، RMSF، DSSP، شعاع ژیراسیون (Rg) به دست آمدند. انحراف ریشه میانگین مربعات (RMSD) کربنهای آلفای توالی پپتیدی در طول شبیهسازی، پایداری ساختاری مولکول را نشان میدهد. نتایج برای سه پپتید دارای RGD نشان دادند که شبیهسازیها پایدار بوده و مقادیر RMSD دارای انحرافات قابل تحمل بودند. میانگین مقادیر RMSD در طول زمان شبیهسازی برای ARGD، CRGD و TRGD بترتیب 11/0، 13/0 و 18/0 آنگستروم بود (شکل 1 الف).
نوسانات ریشه میانگین مربعات (RMSF) کربنهای آلفا نشان دهنده میزان نوسانات هر اسیدآمینه در طول شبیهسازی است. شکل 1 ب نشان میدهد که نوسانات کلی پپتید ARGD کمتر از سایرین است و اسیدآمینههای ابتدا و انتها بیشتر از سایر اسیدآمینهها در پپتیدهای CRGD و TRGD نوسان دارند. میانگین مقادیر RMSF در طی زمان شبیهسازی برای ARGD، CRGD و TRGD بترتیب 08/0، 17/0 و 29/0 آنگستروم محاسبه شد.
برای بررسی نوع ساختارهای دوم در پپتیدهای دارای RGD، میزان DSSP (ساختار دوم تعریف شدة پروتئین) از شبیهسازیها بدست آمد و درصد هر ساختار محاسبه شد. شکل 1ج و جدول 2 نشان میدهد که ARGD بیشتر شامل پیچه تصادفی، صفحات بتا و پیچ است، در حالی که CRGD عمدتا از پیچه تصادفی و پیچ تشکیل شده است. TRGD فاقد صفحات بتا و پل بتا است و بیشتر دارای پیچه تصادفی و خمش بتا است.
مقدار شعاع ژیراسیون (Rg)، فشردگی ساختاری مولکول را نشان میدهد. ساختار کمتر فشرده مقدار Rg بالاتری دارد (20). مقادیر میانگین Rg در طول زمان شبیهسازی برای ARGD، CRGD و TRGD بترتیب 61/0، 62/0 و 83/0 نانومتر بود (شکل 1د). مقدار Rg بالاتر برای TRGD کانفورماسیون با فشردگی کمتر را نشان میدهد که این مورد با نتایج RMSF و DSSP برای TRGD مطابقت دارد. این پپتید ساختار پیچه تصادفی و نوسانات بالاتری داشته، بنابراین فشردگی کمتری دارد. مقادیر مربوط به RMSF، ساختارهای دوم و شعاع ژیراسیون در مطالعه قبلی برای پپتیدهای فاقد RGD محاسبه شده بود (6) و در جدول 2 جهت مقایسه با نتایج حاضر آورده شدهاند.
- شبیهسازی داکینگ مولکولی پپتیدها با اینتگرینها
از برنامه اوتوداک 4 برای بررسی و مقایسه اتصال پپتیدهای فاقد و دارای RGD به اینتگرینهای αvβ3، αvβ6، αvβ8، α5β1 و α6β1 استفاده شد.
جدول 2: دادههای حاصل از شبیهسازی دینامیک مولکولی برای پپتیدهای دارای RGD در مقایسه با پپتیدهای فاقد RGD
|
|
RMSF (A) |
پیچه تصادفی (%) |
صفحه بتا (%) |
پل بتا (%) |
خمش بتا (%) |
پیچ (%) |
شعاع ژیراسیون (nm) |
|
A |
23/0
|
55 |
0 |
0 |
9 |
36 |
58/0 |
|
ARGD |
08/0 |
50 |
21 |
5 |
6 |
18 |
61/0 |
|
C |
24/0 |
69 |
0 |
1 |
9 |
21 |
62/0 |
|
CRGD |
17/0 |
69 |
4 |
4 |
6 |
17 |
62/0 |
|
T |
22/0 |
62 |
0 |
0 |
14 |
23 |
57/0 |
|
TRGD |
29/0 |
76 |
0 |
0 |
21 |
2 |
83/0 |
شکل 1: شبیهسازی دینامیک مولکولی پپتیدهای دارای RGD الف) انحراف ریشه میانگین مربعات یا RMSD کربنهای آلفای توالی پپتیدها در طی 50 نانوثانیه از زمان شبیهسازی ب) نوسانات ریشه میانگین مربعات یا RMSF اسیدهای آمینه پپتیدها در طی شبیهسازی ج) ساختارهای دوم پپتیدها حاصل از DSSP د) شعاع ژیراسیون یا Rg در طی شبیهسازی
اینتگرینهایی انتخاب شدند که ساختار کریستالی آنها در پایگاه RCSB PDB موجود بود و بدلیل در دسترس نبودن ساختار کریستالی سایر اینتگرینهای زیرخانواده متصل شونده به RGD، انجام داکینگ برای آنها ممکن نبود. برای هر پپتید و گیرنده منفیترین انرژی اتصال بر حسب کیلو کالری بر مول در جدول 3 آورده شده است. با نگاهی به اعداد بدست آمده مشخص شد که از میان پپتیدهای طبیعی، پپتید مشتق از کانستاتین (پپتیدC ) و در بین پپتیدهای دارای RGD نیز پپتید CRGD منفیترین انرژی اتصالی به تمام اینتگرینها را دارد. همچنین مقایسه انرژی اتصال بین پپتیدهای فاقد و دارای RGDنشان داد که افزودن این موتیف سه اسیدآمینهای به پپتیدها قدرت اتصال آنها به اینتگرینها را افزایش داد. آرژینین و آسپارتات از موتیف RGD در اتصال پپتیدها به اینتگرینها بویژه αvβ6 و αvβ8 نقش داشتند (جداول تکمیلی 1 تا 5 ). منفیترین انرژی اتصال برای هر سه پپتید دارای RGD مربوط به اتصال به اینتگرین α5β1 است و در رتبههای بعدی αvβ8 و α6β1 قرار دارند.
جدول 3: انرژی اتصال پپتیدها به اینتگرینها (کیلوکالری بر مول) حاصل از شبیهسازی داکینگ مولکولی با برنامه اتوداک 4
|
گیرنده پپتید |
αvβ3 |
αvβ6 |
αvβ8 |
α5β1 |
α6β1 |
|
A |
9- |
76/8- |
34/4- |
35/6- |
08/7- |
|
C |
7/9- |
76/10- |
67/8- |
42/7- |
48/8- |
|
T |
5/9- |
28/8- |
11/5- |
13/7- |
75/7- |
|
ARGD |
98/11- |
93/11- |
75/12- |
13- |
24/12- |
|
CRGD |
16/12- |
56/12- |
15/13- |
43/13- |
06/13- |
|
TRGD |
70/10- |
30/10- |
83/11- |
93/11- |
44/11- |
اسیدآمینههای درگیر در اتصال در بهترین کمپلکسها (دارای منفیترین انرژی اتصالی) با استفاده از برنامه دیسکاوری استودیو 2021 تعیین شدند که در جدولهای تکمیلی 1 تا 5 و شکلهای 2 تا 6 نشان داده شدهاند.
جدول 4: بررسی اتصال پپتیدها به اینتگرین α5β1 با اوتوداک 4 و نرمافزار دیسکاوری استودیو
|
پپتید |
انرژی اتصال (کیلوکالری بر مول) |
اسیدآمینههای درگیر در اتصال (بترتیب از چپ به راست، اسیدآمینه در اینتگرین: اسیدآمینه در پپتید) |
|
A |
-6.35 |
LYS 424 : CYC 9 GLU 435 : ASN 7 LYS 424 : ASN 7 LYS 368 : CYS 3 ASN 366 : LEU1 GLU 308 : PHE 2 |
|
C |
-7.42 |
GLN 405 : LEU 1 TYR 380 : TYR 2 GLU 403 : TYR 2 VAL 404 : TYR 2 LYS 382 : ASN 4 GLY 401 : GLY 6 ARG 78 : ASP 7 LYS 116 : ASP7 GLU 403 : GLY 6 |
|
T |
-7.13 |
PRO 314 : PHE 2 GLY 389 : CYS 9 TYR 377 : CYS 9 ILE 375 : LEU 1 THR 411 : ASN 4 LEU 369 : LEU 1 GLU 390 : PHE 2 THR 374 : CYS 3 |
|
ARGD |
-13 |
GLU 347 : ASN 6 GLU 347 : ASN 7 LYS 368 : ASN 7 LYS 368 : ILE 5 ARG 317 : ASN 7 LYS 368 : CYS 3 |
|
CRGD |
-13.43 |
ASP 68 : LEU 1 LYS 67 : LEU 1 GLN 405 : PRO 5 ILE 69 : LEU 1 LYS 67 : TYR 2 LYS 114 : ASP 7 |
|
TRGD |
-11.93 |
LYS 67 : ASP 12 THR 112 : ASP 12 THR 112 : ASP 12 GLN 405 : CYS 3 ASN 77 : ASP 7 LYS 114 : CYS 3 ASN 72 : CYS 9 LYS 67 : GLY 11 THR 112 : CYS 3 |
شکل 2: بررسی اتصال پپتیدهای دارای RGD به اینتگرین αvβ3 با استفاده از داکینگ مولکولی. رزیدوهای درگیر در اتصال در اینتگرین با رنگ سبز و شماره رزیدوهای آن با رنگ قرمز نمایش داده شده است. پپتیدها با سایر رنگها نشان داده شدهاند. برای تهیه تصاویر از برنامه دیسکاوری استودیو استفاده شد.
جدول 5: بررسی اتصال پپتیدها به اینتگرین α6β1 با اوتوداک 4 و نرمافزار دیسکاوری استودیو
|
پپتید |
انرژی اتصال (کیلوکالری بر مول) |
اسیدآمینههای درگیر در اتصال (به ترتیب از چپ به راست، اسیدآمینه در اینتگرین: اسیدآمینه در پپتید) |
|
A |
-7.08 |
ARG 102 : CYS 3 PRO 63 : ILE 5 CYS 442 : PHE 2 LYS 418 : PHE 2 ARG 102 : ASN 4 CYS 415 : PHE 2 ARG 102 : ASN 7 ASP 419 : LEU1 |
|
C |
-8.48 |
ASP 68 : LEU1 LYS 70 : TYR 2 ASN 72 : CYS 3 THR 112 : ASN 4 PRO 96 : PRO 5 LYS 114 : PRO 5 ILE 69 : LEU 1 |
|
T |
-7.75 |
ARG 426: CYS 9 LYS 424 : CYS 9 GLN 304 : LEU 1 LYS 368 : CYS 3 LYS 368 : VAL 5 SER 422 : VAL 8 LYS 417 : ASP 7 LYS 417 : ASN 6 |
|
ARGD |
-12.24 |
GLU 308 : LEU 1 TYR 378 : PHE 2 TYR 378 : ARG 10 ASP 380 : CYS 9 ASP 380 : VAL 8 LYS 368 : ASP 12 |
|
CRGD |
-13.06 |
SER 420 : CYS 3 SER 422 : CYS 3 LYS 417 : CYS 3 LYS 417 : PRO 5 LYS 368 : PRO 5 SER 370 : PRO 5 |
|
TRGD |
-11.44 |
SER 422 : CYS 3 LYS 424 : ASP 12 ASP 419 : ASP 7 LYS 417 : ASN 4 LYS 417 : ASP 7 |
بکمک این برنامه پیوندهای هیدروژنی، الکترواستاتیک و آبگریز شامل پیوندهای کربن-کربن، الکیل-الکیل، پای-پای و پای-اکیل بین اسیدهای آمینه در لیگاند و گیرنده مشخص شدند. بطور کلی میتوان گفت که محل اتصال پپتیدها روی اینتگرینها نزدیک بهم هستند اما کاملا یکسان نبوده و تا حدودی با هم تفاوت دارند. بعنوان مثال، پپتیدC به اسیدآمینههای شماره 18، 42، 91، 111، 113، 164، 165، 176، 190، 266، 268، 269 و 288 در اینتگرین αvβ6 متصل شد و پپتید CRGD به اسیدآمینههای شماره 18، 42، 52، 91، 113، 122، 164، 165، 166، 176، 286، 288 و 289 متصل گردید که هشت اسیدآمینه در این بین یکسان و بقیه متفاوت بودند (شکل 3). همچنین، ARGD به اسیدآمینههای شماره 164، 176، 189، 283 و 285 متصل شد و TRGD به اسیدآمینههای شماره 178، 215، 216، 218، 220، 248 و 256 در اینتگرین اتصال یافت که اسیدآمینههای 164 و 176 بین CRGD و ARGD مشترک هستند اما با TRGD اسیدآمینه مشترکی ندارند، هرچند، نواحی اتصالی بسیار نزدیک هستند. برای سایر پپتیدها و اینتگرینها نیز همین روند وجود داشت که برای مشاهده اسیدهای آمینه درگیر در اتصال در سایر گیرندهها به جدولهای تکمیلی 1 تا 5 مراجعه شود (پیوست).
بحث
اینتگرینها گیرندههایی هستند که در تنظیم فرآیندهای حیاتی مانند تکثیر، مهاجرت، بقا، رگزایی، بهبود زخم، تمایز، تهاجم و چسبندگی در سلولها دخالت دارند (37).
در دو دهه اخیر، مطالعات پیشبالینی و بالینی متعددی بر روی مهارکنندههای اینتگرینها برای بیماریهای مختلف انجام شده است (21) و شش مهارکننده که اینتگرینهای αIIbβ3، α4β7، α4β1 و αLβ2 را هدف قرار میدهند برای بیماری خشکی چشم، کولیت اولسراتیو، مولتیپل اسکلروزیس و سندرم حاد کرونری تأیید شدهاند (37).
اینتگرینهای αvβ1، αvβ3، αvβ5، αvβ6، αvβ8، α5β1، α8β1 و αIIbβ3 جزو دسته اینتگرینهای متصل شونده به RGD بوده که میزان بیان اغلب اعضای این زیرخانواده در سلولهای توموری بشدت بالا بوده و در رشد تومور، رگزایی و متاستاز نقش دارند (25).
بیشترین پژوهشها روی اینتگرین αvβ3 انجام شده است. این گیرنده در طول رگزایی تومور، بر روی سلولهای اندوتلیال در حال رگزایی بمقدار زیادی بیان میشود و واسطه تعامل سلولهای اندوتلیال فعال با ماتریکس خارج سلولی است. همچنین این گیرنده در روند پیشرفت تومور باعث تشکیل لاملی و فیلوپودیا شده، مهاجرت و تهاجم سلولهای سرطانی و انقباض سلولی را تنظیم میکند. اینتگرین αvβ3 در سرطانهای پستان، معده، گلیوما، متاستازهای مغزی، ریه، پروستات، پانکراس، کارسینوم سلول سنگفرشی دهان، تخمدان با پیشرفت تومور ارتباط دارد (41).
اینتگرین αvβ6 منحصراً در سلولهای اپیتلیال و در سرطانهایی مانند سرطان سلول سنگفرشی دهان، پستان، روده بزرگ، کبد، تخمدان و پانکراس بیش از حد بیان میشود و در تهاجم تومور نقش دارد. این گیرنده با بقای ضعیف بیمار و همچنین مقاومت به شیمیدرمانی و پرتودرمانی مرتبط است (28).
شکل 3: مطالعه برهمکنش پپتیدهای فاقد و دارای RGD با اینتگرین αvβ6 بوسیله برنامه اوتوداک 4. رزیدوهای درگیر در اتصال اینتگرین با رنگ سبز و شماره رزیدوها با رنگ قرمز نمایش داده شده است. پپتیدها با سایر رنگها نشان داده شدهاند.
شکل 4: شبیهسازی برهمکنش پپتیدها با اینتگرین αvβ8 با استفاده از داکینگ مولکولی. (راهنمای رنگها همانند شکلهای قبل است). برای تهیه تصاویر از برنامه دیسکاوری استودیو استفاده شد.
شکل 5: شبیهسازی داکینگ مولکولی پپتیدها با اینتگرین α5β1. (راهنمای رنگها همانند شکلهای قبل است).
شکل 6: مطالعه برهمکنش پپتیدها با اینتگرین α6β1 بوسیله داکینگ مولکولی. (راهنمای رنگها همانند شکلهای قبل است).
اینتگرین αvβ8در سرطانهای سر و گردن، ریه سلول غیرکوچک و پروستات شناسایی شده و در رگزایی نقش دارد (17). یکی دیگر از نشانگرهای مهم رگزایی در سلولهای اندوتلیال، اینتگرین α5β1 است که با بدخیمی تومور، تهاجم و متاستاز ارتباط دارد. در طول فرآیندهای تهاجم، اینتگرین α5β1 افزایش تولید نیروهای چسبندگی، تشکیل فیبر تنش و نیروهای انقباضی را تسهیل میکند. این گیرنده بر روی سلولهای تومور مانند کارسینوم سلول سنگفرشی دهان و سلولهای سرطانی تخمدان بیان میشود (26). اینتگرین α6β1 برای چسبندگی پلاکتها به لامینینها حیاتی است. لامینینها فراوانترین اجزای غشای پایه اطراف سلولهای عضله صاف اندوتلیال و میانی هستند و از طریق تنظیم چسبندگی سلولی، تکثیر، تمایز، مهاجرت و آپوپتوز نقش مهمی در رگزایی و حفظ معماری عروق دارند. اینتگرین α6β1 پس از اتصال به لامینین، پلاکتها را با شروع سیگنالهایی که سازماندهی مجدد اسکلت سلولی و انتشار فیلوپودیا را ترویج میکنند، فعال میکند (38).
با توجه به اهمیت اینتگرینها در پیشرفت سرطانها، در دهههای اخیر مطالعات پیشبالینی و بالینی متعددی بر روی مهارکنندههای اینتگرینها برای اهداف درمانی و تشخیصی انجام شده است. توالی RGD در حال حاضر پایه اصلی برای طراحی انواع مولکولهای دارای اتصال انتخابی به اینتگرین αvβ3 و سایر اینتگرینها است (37). آنتاگونیستهای αvβ3 فرصتی را برای رساندن داروهای شیمیدرمانی و پرتودرمانی به اندوتلیوم تومور فراهم میکنند. میتوان در سطح نانوحاملهایی مانند لیپوزومها، نانوذرات، میسلها و غیره، توالی دارای RGD قرار داد تا بطور خاص داروها را به سلولهای اندوتلیال رگزا و/یا سلولهای سرطانی که اینتگرینها را بیان میکنند تحویل دهند و به این ترتیب امکان هدفگیری فعال تومورها را فراهم میکنند (21).
بطور سنتی، برای ارزیابی پاسخ بیمار به شیمیدرمانی از روشهای تصویربرداری مانند توموگرافی گسیل پوزیترون (PET) و تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) استفاده میشود. اخیرا، علاقه زیادی برای شناسایی و توسعه نشانگرهای مولکولی پاسخ تومور به درمان پدید آمده است. یکی از امیدوارکنندهترین و بهترین اهداف مورد مطالعه، استفاده از نشانگرهای مولکولی حاوی RGD برای اتصال به اینتگرین αvβ3 در سطح تومور است که میتوان آنها را با تکنیکهای تصویربرداری تشخیص داد (9).
علیرغم مطالعات گسترده در دهههای گذشته، تنها چند آنتاگونیست از نوع مولکولهای شیمیایی کوچک وارد آزمایشات بالینی شدهاند. یکی از اشکالات عمده آنتاگونیستهای اینتگرین αvβ3، فارماکولوژی پیچیده وابسته به غلظت آنها است. سیلنژیتید (Cilengitide) که یک پپتید پنج اسیدآمینهای حلقوی دارای RGD برای هر دو اینتگرین αvβ3 و αvβ5 است، برای درمان گلیوبلاستوما طراحی شد اما عملکرد آن به اثرات ضدرگزایی مورد انتظار منجر نشد. استفاده از سیلنژیتید با غلظتهای کمتر از مقدار IC50، اثرات آگونیستی (تحریکی) نشان داد در حالی که در غلظتهای بالاتر از IC50، اثرات متضاد و آنتاگونیستی (مهاری) رخ داد. از این نظر، بویژه بدلیل فارماکوکینتیک سریع، یعنی نیمه عمر 4 ساعته سیلنژیتید در گردش خون انسان، حتی دوزهای سیستمیک بالا نیز احتمالاً چند ساعت پس از مصرف دارو منجر به دوزهای پایین در تومور و اثرات آگونیستی میشوند. همچنین، فقدان فراهمی زیستی خوراکی مهارکنندههای اینتگرین یک محدودیت عمده برای استفاده بالینی آنها است (21 و 35). بنابراین، هنوز توسعه داروهای سرطان که اینتگرینهای متصل شونده به RGD را هدف قرار میدهند، با چالشهای مهمی روبرو است. بیشتر این مهارکنندههای اینتگرین، آنتیبادی و مولکولهای کوچک شیمیایی هستند. استفاده از پپتیدها بجای آنتیبادیها و مولکولهای کوچک میتواند مزایایی مانند ایمنیزایی کم، سمیت کم و تولید سادهتر و مقرون به صرفهتر داشته باشد (40).
اَرِستِن، کانستاتین و تومستاتین که بترتیب از دامین انتهای کربوکسیل زنجیرههای α2، α1 و α3 کلاژن IV جدا میشوند اثرات ضدرگزایی و ضدتوموری قویای دارند (34). این پروتئینها اثرات خود را از طریق اتصال به برخی از اینتگرینها و مهار مسیر پیامرسانی آنها اعمال میکنند (3). اخیرا، ما در مطالعهای فعالیت پپتیدهای 9 اسیدآمینهای مشتق از اَرِستِن، کانستاتین و تومستاتین را با یکدیگر مقایسه کردیم و نشان دادیم که پپتید مشتق از کانستاتین (با نام پپتید C) بیشتر از دو پپتید دیگر، زندهمانی، مهاجرت و تشکیل توبول را در سلولهای اندوتلیال HUVEC و رشد تومور را در موشهای دارای سرطان کولون مهار میکند. همچنین ساختار پپتیدها با استفاده از طیفسنجی CD و شبیهسازی دینامیک مولکولی و اتصال پپتیدها به اینتگرین αvβ3 بکمک برنامه اتوداک 4 بررسی شد. نتایج نشان دادند که پپتید C با انرژی اتصال منفیتری به این گیرنده اتصال مییابد و پیشنهاد داده شد که تفاوت برخی از اسیدهای آمینه در توالی این پپتیدها مسئول تفاوت ساختاری، تفاوت در اتصال به اینتگرین و در نتیجه عملکرد آنها است (6). در مطالعهای دیگر نشان داده شد که پپتید C قادر به القاء آپوپتوز در سلولهای HUVEC و سلولهای تومور میباشد (7). مطالعات مختلف نشان داده است که افزودن موتیف RGD به پپتیدهای متصل شونده به اینتگرین یکی از استراتژیهای مهم برای افزایش قدرت اتصال و کارایی آنها است. البته این سوال ممکن است مطرح شود که افزودن یک توالی سه اسیدآمینهای ممکن است بر ساختار و در نتیجه فعالیت آن پپتید یا پروتئین اثرگذار باشد و این استراتژی فعالیت ضدرگزایی و ضدسرطانی آنها را بهبود میبخشد یا خیر. در چندین مطالعه این مسئله بشکل تجربی بررسی شده است. یکی از مهارکنندههای مهم رگزایی، اندواستاتین است که بر روی پپتیدهای مختلفی از این پروتئین مطالعه شده است. سپس، در چند مطالعه اثر افزودن توالی RGD بر فعالیت پپتیدهای مشتق از اندواستاتین بررسی شده است. بعنوان مثال Pu و همکاران نشان دادند که اضافه کردن RGD به توالی 48-6 انتهای آمین اندواستاتین موجب مهار بیشتر مهاجرت و رگزایی سلولهای اندوتلیال و منجر به فعالیت ضدتوموری قوی آن میگردد. بررسیها نشان داد که هدف این پپتید اصلاح شده (با نام EDSM) روی سلولهای اندوتلیال، اینتگرین αvβ3 بود (33). همچنین Xu و همکاران دریافتند که پپپتید مشتق از اسیدآمینههای 70-60 انتهای آمین اندوستاتین (با نام ES-2) مهاجرت و رگزایی سلولهای اندوتلیال را مهار میکند اما هیچ تاثیری بر رشد تومور در موش ندارد. با این حال، هنگامی که RGD به ES-2 افزوده شد، این پپتید اصلاح شده نتایج ضدتوموری قابل توجهی را در مدلهای حیوانی نشان داد و موجب کاهش رگزایی در تومورها گردید (44). همچنین Li و همکاران توالی RGDRGD را به انتهای اسیدآمینههای شماره 1-25 اندواستاتین افزودند و نشان دادند که این پپتید اصلاح شده بسیار موثرتر از پپتید بدون RGD تکثیر، متاستاز، رگزایی و تهاجم رده سلولی HepG2 را سرکوب میکند (19). حمدان و همکاران توالی RGD را به پپتید FAKLF متصل کردند و نشان دادند که این ساختار فیوژن شده در مهار تکثیر سلولهای اندوتلیال و القاء آپوپتوز قویتر از پپتیدهای مجزای RGD و FAKLF عمل مینماید (16). در مطالعه دیگری توالی RGD به یک پروتئین مهارکننده رگزایی بنام VEGI-192 افزوده شد. نتایج نشان دادند که این پروتئین نوترکیب انسانی بشدت رشد سلولهای اندوتلیال را در شرایط آزمایشگاهی مهار کرد و رگزایی را در مدل غشای کوریوآلانتوئیک مرغ بمیزان بالاتری نسبت به پروتئین بدون RGD سرکوب نمود. همچنین، این پروتئین اصلاح شده توانست بطور قابل توجهی رشد سلولهای MDA-MB-435 را در شرایط آزمایشگاهی مهار کند و باعث آپوپتوز در آنها شود در حالی که پروتئین بدون RGD چنین اثری را نشان نداد (42). از این رو در مطالعه حاضر، توالی RGD به انتهای توالی پپتیدهای مشتق از اَرِستِن، کانستاتین و تومستاتین اضافه شد که بترتیب بنام پپتیدهای ARGD، CRGD و TRGD نامگذاری شدند. ساختار این پپتیدها با استفاده از شبیهسازی دینامیک مولکولی و نحوه اتصال آنها به اینتگرینهای αvβ3، αvβ6، αvβ8، α5β1 و α6β1 توسط شبیهسازی داکینگ مولکولی با نرمافزار اتوداک 4 بررسی و با پپتیدهای فاقد RGD مقایسه شد.
داکینگ مولکولی یک روش طراحی داروی مبتنی بر ساختار است که تعاملهای مولکولی را شبیهسازی میکند و حالت اتصال و میل ترکیبی بین گیرنده و لیگاند را پیشبینی مینماید (2). در سالهای اخیر، این روش بطور گستردهای در زمینه تحقیقات مربوط به طراحی داروها و کشف بسیاری از داروهای تایید شده مانند مهارکنندههای پروتئاز HIV-1 مورد استفاده قرار گرفته است. در حال حاضر روشهای in silico از جمله داکینگ مولکولی بدلیل مزایایی مانند سرعت بالا و هزینه پایین در مقایسه با روشهای آزمایشگاهی برای شناسایی و غربالگری لیگاندها، اولین قدم در کشف و توسعه داروها هستند (1). افزایش ظرفیت محاسباتی و در دسترس بودن ساختار کریستالی پروتئینها از عوامل اصلی پیشرفت این روشها بوده است. اگر قبل از بخش آزمایشی هر تحقیقی از روش شبیهسازی داکینگ مولکولی استفاده شود میتواند بدون صرف هزینه و زمان فراوان امکانپذیری انجام هر ایده یا فرضیهای را در زمینه طراحی دارو نشان دهد (5 و 12).
تحقیق حاضر نیز با هدف بررسی این فرضیه انجام شد که آیا افزودن توالی RGD در بهبود اتصال به اینتگرینها موثر است یا خیر تا بتوان از نتایج بدست آمده برای بررسی تجربی و آزمایشگاهی این ایده و طراحی یک پپتید ضدرگزا و ضدتومور موثر بهره برد. مقایسه نتایج حاصل از شبیهسازی دینامیک مولکولی پپتیدهای فاقد و دارای RGD (جدول 2) مشخص کرد که افزودن RGD به پپتیدهای A و C منجر به کاهش درصد ساختار پیچ و افزایش صفحات بتا و پل بتا شد. این تغییرات منجر به کاهش نوسانات کلی ساختاری گردید که با مقادیر کمتر RMSF مشخص شد. با این حال، برای پپتید T، افزودن RGD منجر به کاهش ساختار پیچ و افزایش ساختارهای خمش بتا و پیچه تصادفی شد که این تغییرات موجب انعطافپذیری بالاتر و فشردگی کمتر در مقایسه با پپتید بدون موتیف RGD گردید. میتوان پیشنهاد داد که تفاوت بین TRGD و سایر پپتیدهای RGD به تفاوت در توالی اسیدآمینهای آنها مربوط میشود. توالی پپتیدها در جدول 1 آورده شده است. مقایسه اتصال پپتیدهای فاقد و دارای RGD به اینتگرینهای αvβ3، αvβ6، αvβ8، α5β1 و α6β1 با استفاده از شبیهسازی داکینگ مولکولی نشان داد که پپتیدهای دارای RGD با انرژی اتصال منفیتری به تمام این اینتگرینها متصل میشوند و در این بین انرژی اتصالی پپتیدCRGD منفیتر از سایرین بود. منفیترین انرژی اتصال برای هر سه پپتید دارای RGD مربوط به اتصال به اینتگرین α5β1بود. در ساختار کریستالی اینتگرین αvβ3 با یک تری پپتید RGD مشخص شده است که آسپارتاتهای 218 و 150، تیروزین 122، آسپاراژین 215 و آرژینینهای 214 و 216 در اتصال به این پپتید نقش دارند (43). همچنین، ساختار کریستالی اکتودمین اینتگرین α5β1 با یک هگزاپپتید به توالی GRGDNP نشان داد که آسپارتات 227 و گلوتامین 221 در اینتگرین به این پپتید متصل میشوند (27). در ساختار کریستالی زیرواحد بتا اینتگرین αvβ6 مشخص شد که آلانین 126، آسپارتات 218 و ترئونین 221 اینتگرین به RGD درون لیگاند TGF-β متصل میشوند (10). محل اتصال پپتیدهای حاوی RGD در مطالعه حاضر تنها در اتصال TRGD به آرژینین 216 اینتگرین αvβ3 و به آسپارتات 218 اینتگرین αvβ6 با مکانهای اتصال اشاره شده در ساختارهای کریستالی مطابق است (جدولهای تکمیلی 1 تا 5) و در بقیه موارد همخوانی ندارند که ممکن است بدلیل تفاوت روش مطالعه و همچنین نوع توالی پپتیدها در دو مطالعه باشد. بنابراین نیاز است محل اتصال این پپتیدها به روش تجربی تعیین شوند. از مجموع نتایج دینامیک و داکینگ مولکولی میتوان پیشنهاد کرد که افزودن RGD به پپتید C منجر به افزایش درصد ساختار دوم، کاهش نوسانات و انعطاف ساختاری و در نتیجه اتصال بهتر به گیرنده شده است که این فرضیه نیاز به بررسی آزمایشگاهی و تجربی دارد.
مطالعه حاضر در راستای چند مطالعه دیگر است که از شبیهسازی داکینگ مولکولی برای غربالگری و بررسی اتصال پپتیدها به اینتگرینها استفاده نمودند. بعنوان مثال، Guzzetti و همکاران (14) و Civera و همکاران (8) بترتیب برهمکنش هفت پپتیدومیتیک حلقوی DKP-RGD با اینتگرین α5β1 و اینتگرین αvβ6 را با استفاده از شبیهسازی داکینگ مولکولی و همچنین روش تجربی بررسی کردند و نشان دادند پپتیدی که در داکینگ بهترین برهمکنش را با اینتگرین نشان داد، در غلظتهای کمتری نیز از اتصال ویترونکتین به گیرنده جلوگیری میکند و توانستند با استفاده از شبیهسازی داکینگ مولکولی اطلاعات خوبی را درباره نحوه اتصال لیگاندها به اینتگرینها بدست آورند. Silva و همکاران نیز در راستای توسعه یک روش غربالگری مقرون بصرفه و سریع، مطالعات شبیهسازی داکینگ مولکولی را بر روی چندین اُکتاپپتید حلقوی حاوی RGD (بنام آنالوگهای LXW) بعنوان آنتاگونیستهای اینتگرین αvβ3 انجام دادند و نتایج بدست آمده را با غربالگری آزمایشگاهی مقایسه کردند. بشکل جالبی نتایج هر دو روش با یکدیگر همخوانی داشتند که منجر به بهینهسازی و آزمایش مداوم جهشیافتههای LXW از طریق غربالگری داکینگ مولکولی شد. چندین آنالوگ جدید LXW بعنوان آنتاگونیست اینتگرین αvβ3 پیشبینی شد که یکی از آنها (LXZ2) با بررسی آزمایشگاهی تایید شد (36). همچنین، Vilaca و همکاران دو پپتید حلقوی دارای RGD را طراحی و سنتز کردند. آنها برهمکنش این ترکیبات را با اینتگرین αvβ3 با استفاده از روش شبیهسازی داکینگ مولکولی و نرم افزار اوتوداک بررسی کردند و نتایج بدست آمده را با نتایج داکینگ اینتگرین با سیلنژیتید مقایسه کردند. مشخص شد که دو پپتید RGD حلقوی جدید در مقایسه با سیلنژیتید میل ترکیبی بالاتری به اینتگرین αvβ3 دارند که میتواند نشان دهنده دو آنتاگونیست بالقوه اینتگرین αvβ3 باشد (39). Li و همکاران بکمک شبیهسازی دینامیک و داکینگ مولکولی توانستند از روی یک آنتاگونیست اینتگرین αvβ3، آنتاگونیستهای مولکولی کوچکی بنام TDI-4161 و TDI-3761 را طراحی کنند که از چسبندگی سلولی با واسطه αvβ3 جلوگیری میکنند اما موجب تغییر ساختاری در گیرنده نمیشوند. یکی از محدودیتهای احتمالی آنتاگونیستهای کنونی، توانایی آنها برای ایجاد یک تغییر ساختاری عمده در گیرنده است که منجر به یک حالت اتصال به لیگاند با میل ترکیبی بالا میشود. آنها با استفاده از روش داکینگ، مُدهای اتصالی این آنتاگونیستها به اینتگرین را شناسایی کردند که نتایج بدست آمده با نتایج حاصل از کریستالوگرافی لیگاند-گیرنده تایید شدند (18). Yi Ma و همکاران توانستند با استفاده از غربالگری مجازی مبتنی بر فارماکوفور و داکینگ مولکولی با کارایی بالا، دو پپتید خطی کوچک بنام RWr و RWrNM را با میل ترکیبی و ویژگی بالا به اینتگرین αvβ3 شناسایی کنند. آزمایشهای تجربی میل این پپتیدها به اینتگرین αvβ3 را تأیید کرند. شبیهسازی دینامیک مولکولی و روش تجربی، میل اتصال و پایداری بالا، بویژه برای RWrNM را نشان دادند (22).
نتیجهگیری
در مجموع، در مطالعه شبیهسازی حاضر نشان داده شد که افزودن RGD به پپتیدهای مشتق از اَرِستِن، کانستاتین و تومستاتین اتصال آنها را به اینتگرینهای αvβ3، αvβ6، αvβ8، α5β1 و α6β1 بهبود میبخشد و پپتید CRGD (مشتق از کانستاتین) با انرژی اتصال منفیتری به اینتگرینها متصل میگردد. بنابراین، میتوان پپتیدهای حاوی RGD را برای بررسیهای آزمایشگاهی بیشتر پیشنهاد نمود. نتایج این مطالعه میتواند برای طراحی مهارکنندههای اینتگرین در جهت مهار رگزایی و رشد تومورها سودمند باشد. همچنین، میتواند به طراحی نشانگرهایی در جهت عکسبرداری از تومورها و انتقال هدفمند داروها به سلولهای توموری کمک نماید.
تضاد منافع
نویسندگان اعلام میکنند که هیچ تضاد منافعی ندارند.
| Article View | 2,038 |
| PDF Download | 475 |