<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های سلولی و مولکولی (مجله زیست شناسی ایران)</title>
    <link>https://cell.ijbio.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های سلولی و مولکولی (مجله زیست شناسی ایران)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>جداسازی و شناسایی باکتری‌های شیمیوارگانوتروف موجود در سطح آرامگاه کوروش بزرگ</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2521.html</link>
      <description>با گذر زمان معماری&amp;amp;lrm;های منحصر به فرد قدیمی و ساختمان&amp;amp;rlm;های تاریخی در معرض فرسودگی&amp;amp;rlm;های فیزیکوشیمیایی و زیستی قرار دارند که ابعاد این آسیب ها بسته به موقعیت جغرافیایی، میزان آلودگی های محیطی، ترکیب مواد اولیه و عناصر سازنده این آثار تفاوت می‌کند. در فرسودگی زیستی عوامل مختلفی مانند قارچ ها، باکتری‌ها، آرکی‌ها، جلبک‌ها و گلسنگ‌ها دخالت دارند. با توجه به اهمیت مطالعات زیستی در میراث فرهنگی و نیز احداث سد سیوند و تغییرات اکوسیستم در منطقه، باکتری‌های موثر در فرسایش بنای سنگی آرامگاه کوروش بزرگ بررسی شد. بنظر می‌رسد سنگ‌های آهکی آرامگاه کوروش بزرگ در منطقه پاسارگاد استان فارس، بسترهای مناسبی را برای استقرار و رشد باکتری&amp;amp;lrm;ها فراهم آورده است. برای این منظور ابتدا نمونه برداری از نقاط مختلف بنای آرامگاه کوروش بزرگ به روش غیر تخریبی و با استفاده از سوآب و سوزن استریل انجام شد و نمونه&amp;amp;lrm; ها پس از آماده سازی در محیط‌های اختصاصی باکتریایی کشت داده شد. بعد از خالص‌سازی کلنی‌ها، به کمک روش&amp;amp;lrm;های ریخت&amp;amp;lrm;شناسی، میکروسکوپی و آزمون‌های بیوشیمیایی و آنزیمی شناسایی جدایه‌های باکتریایی در حد جنس انجام شد. به منظور شناسایی دقیق تر جدایه‌های باکتریایی از روش&amp;amp;lrm; مولکولی توالی&amp;amp;rlm;یابی ژن 16S rRNA استفاده گردید. نتایج کشت، حضور گونه های مختلفی از باکتری‌ها را آشکار ساخت. از بین 10 جنس شناسایی شده، 7 مورد گروه باکتری‌های گرم مثبت بودند. برای حفظ چنین آثار ارزشمندی، در گام‌ بعدی راه‌های کنترل رشد و حذف این موجودات آسیب‌رسان و اثرات آن‌ها در شرایط آزمایشگاهی و نیز روی مدل سنگی بررسی خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات هم افزایی داروی مفنامیک اسید و اسید آمینه فنیل آلانین بر روی رشد رده سلولی سرطانی MCF-7</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2401.html</link>
      <description>مقدمه:سرطان سینه دومین علت مرگ و میر ناشی از سرطان ، بعد از سرطان ریه در زنان است. بیشتر سرطان‌های سینه از مجاری شیری منشا می‌گیرند. به جهت اهمیت موضوع سرطان اثرات سایتوتوکسیک داروی مفنامیک اسید و فنیل آلانین بر رشد سلول رده MCF-7 مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: در این مطالعه تجربی ابتدا سلول های رده MCF-7 کشت داده شدند. سپس غلظت‌های مختلف مفنامیک اسید و فنیل آلانین به مدت 24، 48 و 72 ساعت تیمار شدند. خاصیت سایتوتوکسیته این دارو توسط روش رنگ سنجی MTT سنجیده شد. همچنین برای بررسی وقوع آپوپتوز از الکتروفورز DNA سلول‌های تیمار شده و رنگ آمیزی هوخست استفاده شد.یافته ها: تست MTT نشان داد که داروی مفنامیک اسید و اسید آمینه فنیل‌آلانین باعث کاهش رشد سلولهای MCF-7 شدند و بیشترین تاثیر در 72ساعت بعد از تیمار بود. همچنین بر اساس داده های نرم افزار compusyn دو ترکیب مفنامیک اسید و فنیل آلانین در همه غلظتها در داروی ترکیبی بصورت سینرژیسمی باعث کاهش رشد سلول‌ها شدند. نتایج الکتروفورز DNA و رنگ‌آمیزی Hoechst33342 نشان‌ دهنده وقوع آپوپتوز در سلول‌های تیمار شده بود.نتیجه‌گیری:تاثیرات داروی ترکیبی بیشتر از تاثیر هرترکیب به تنهایی بود، بنابراین داروی ترکیبی می‌تواند به عنوان گزینه موثر برای درمان کارسینومای مجرایی متاستاتیک به کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استخراج، همسانه سازی، بیان و تعیین ویژگی‌های آنزیم 4- هیدروکسی فنیل پیرووات دی اکسیژناز جدید از Paenarthrobacter nitroguajacolicus با قابلیت تولید آرن اکسید</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2402.html</link>
      <description>آنزیم 4-هیدروکسی فنیل پیرووات دی‌اکسیژناز باکتریایی آنزیمی هوموتترامر وابسته به آهن غیرهم می‌باشد. در این پژوهش توالی رمزکننده آنزیم 4-هیدروکسی فنیل پیرووات دی‌اکسیژناز از Paenarthrobacter nitroguajacolicus strain Znu06 استخراج و در وکتور pET28a همسانه سازی شد بیان آنزیم در باکتری E. coli BL21(DE3) در حضور القاء کننده IPTG انجام شد و پس از تخلیص توسط ستون نیکل- آگاروز، ارزیابی بیان با روش SDS-PAGE و تعیین غلظت با روش برادفورد صورت گرفت. سنجش فعالیت در محدوده دمایی و غلظت‌های مختلف سوبسترا، سنجش فعالیت آنزیم با HPLC و بررسی محصول واکنش آنزیمی مورد ارزیابی قرار گرفت و در پایان ساختار و میان‌کنش‌های آن توسط نرم‌افزارها و سرورهای بیوانفورماتیکی مطالعه گردید. نتایج واکنش PCR بر روی ژل آگاروز بیانگر قطعه‌ی ژنومی 1020 جفت‌بازی (معادل 339 رزیدوی آمینو‌اسیدی) می‌باشد. نتایج تعیین توالی در NCBI با کد MN197545.1 ثبت شد. نتایج الکتروفورز آنزیمی نشان‌دهنده‌ی بیان آنزیم با وزن مولکولی 34 کیلودالتونی بود. بررسی عملکرد بیوشیمیایی آنزیم با اسپکتوفتومتری و فلوئورومتری بیانگر فعالیت آنزیم بود. نتایج تطبیق توالی با سرور ESPript3 نیز تاییدکننده رزیدو‌های به‌شدت حفاظت‌شده His 152، His 216، Glu 267، Tyr 257، His 199 و His 248 در جایگاه‌های فعال آنزیم می‌باشد. به نظر می‌رسد که آنزیم بدلیل فقدان تشکیل پیوند هیدروژنی در پاکت جایگاه فعال، واکنش را تا تولید آرن اکسید پیش می‌برد و هموجنتسیک اسید تولید نمی‌شود که می‌توان به عنوان آنزیمی جهت تولید آرن اکسید (متابولیت ضروری تولید ترکیبات متنوع دیگر) معرفی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تهیه و بررسی خصوصیات نانوذرات مگنتیت Fe3O4-PEG حامل پاکلی تاکسل روی سلول های سرطانی</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2422.html</link>
      <description>هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر نانوذرات مغناطیسی اکسید آهن پوشش داده شده با پلی اتیلن گلیکول در سلول‌های سرطانی MCF-7و T47D (آدنوکارسینومای پستان) نسبت به داروی پاکلی تاکسل با استفاده از روش MTT می‌باشد. در این مطالعه، نانوذرات مغناطیسی Fe3O4 به روش پلی ال سنتز شدند سپس پاکلی تاکسل روی نانوذرات مغناطیسی پگیله شده بارگذاری شد. برای اطمینان از اتصال PEG به نانوذرات و بارگیری دارو روی نانوذرات از تکنیک FT-IR استفاده گردید. مقایسه اندازه متوسط و ساختار بلوری نانوذرات توسط میکروسکوپ الکترونی عبوری، روبشی و الگوی پراش اشعه X بررسی شد. اثر سمیت سلولی آنها روی سلول های سرطانی MCF-7 و T47D توسط سنجش MTT مورد ارزیابی قرار گرفت. طبق نتایج FT-IR حضور باندهای O-H و C-H در پیک cm-1 3392 و cm-1 2927 اتصال PEG به نانوذرات را تایید کرد. الگوی XRD ساختار اسپینل مکعبی نانوذرات مگنتیت پگیله شده حامل دارو با متوسط 12 نانومتر را نشان داد. مقادیر IC50 در تیمار 24 و 28 ساعته با نانوذرات پگیله شده حامل دارو، برای سلول های رده MCF-7 به ترتیب 24 و 16 میکروگرم و برای سلول های رده T47D به ترتیب 31 و 21 میکروگرم تعیین شدند (p&amp;amp;lt;0.05). نتایج نشان داد که پگیله کردن نانوذرات مغناطیسی برای افزایش اثر داروی پاکلی تاکسل بر سلول های سرطانی MCF-7 و T47D می تواند مفید باشد. همچنین سلول‌های رده ی T47D مقاومت نسبتاّ بالاتری نسبت به سلول‌های رده‌یMCF-7 داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجزیه و تحلیل درون یارانه ای برخی تغییرات مولکولی بالقوه در تومورهای پستان در مقایسه با بافت های طبیعی مجاور</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2443.html</link>
      <description>میزان ابتلا به بیماری سرطان سینه در میان جمعیت زنان در سراسر دنیا در حال افزایش است. در دهه های اخیر امکان تجمیع داده‌های مرتبط فراوان فناوری ریزآرایه و شناسایی دقیق تر ژن‌های مرتبط در ایجاد و توسعه سرطان‌ها فراهم شده است. در این مطالعه سه مجموعه‌داده (GSE109169، GSE80754 و GSE72644) شامل نمونه‌های تومور سرطان سینه و بافت های سالم مجاور تومور از پایگاه‌داده ی NCBI استخراج و ادغام شدند. با استفاده از نرم‌افزارهای مناسب ژن‌های کلیدی تغییر بیان یافته مشخص شدند و بیان همزمان آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. هستی‌شناسی ژن‌های کلیدی (GO) تعیین شد و ریزآران‌ای‌ها و فاکتورهای رونویسی مرتبط ژن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که ژن‌های PPARG، LEP، ADIPOQ، LPL، LIPE، FABP4، PLIN1 و CIDEC مهم‌ترین ژن‌های کاهش بیان یافته و ده ژن AURKA، DLGAP5، NCAPG، CCNB1، KIF23، KIF11، BUB1B، RRM2، UBE2C و NUSAP1 مهم‌ترین ژن‌های افزایش بیان یافته هستند. دو ریزآران‌ای با نام‌های has-miR-6782-5p و has-miR-6836-5p بیشترین ارتباطات را با ژن‌های کلیدی کاهش بیان یافته و دو ریزآران‌ای با نام‌های has-miR-7110-5p و has-miR7106-5p بیشترین ارتباطات را با ژن‌های کلیدی افزایش‌یافته داشتند. PPARG مهم‌ترین فاکتور رونویسی تنظیم‌کننده ژن‌های کلیدی کاهش بیان یافته و E2F4، FOXM1، E2F1 و MYC مهم‌ترین فاکتورهایی بودند که ژن‌های کلیدی افزایش بیان یافته را کنترل می‌کردند. از نتایج پژوهش حاضر میتوان برای طراحی متدهای درمانی سودمند برای جلوگیری از سرطان پستان استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه‌ی اثر آلفا-پینن و کوئرستین بر روی فعالیت استیل&amp;rlm; کولین استراز</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2461.html</link>
      <description>اهش سنتز یا افزایش هیدرولیز استیل&amp;amp;rlm;کولین در سیستم کولینرژیک یکی از دلایل بروز بیماری آلزایمر می‌باشد. مهار آنزیم استیل کولین استراز یک راهبرد درمانی است. برخی ترکیبات طبیعی گیاهی با خواص بیولوژیکی چون محافظت کننده عصبی، آنتی‌اکسیدانی، ضد اضطرابی در سال‌های اخیر بررسی شده‌اند که آلفا-پینن و کوئرستین به ترتیب از زیر گروه مونوترپنوئیدها و فلاونول‌ها از آن جمله اند. از روش المن برای تعیین درصد مهار آنزیم استیل کولین استراز، مقدار IC50 و نوع سنتیکی مهار آنزیم در حضور آلفا-پینن، کوئرستین استفاده شد. فعالیت آنتی‌اکسیدانی ارزیابی و نتایج براساس شاخص EC50 گزارش شد. سرانجام مطالعات داکینگ مولکولی جهت ارزیابی نتایج فوق انجام شد. بررسی درصد مهار آنزیم برای گالانتامین، آلفا-پینن و کوئرستین، به ترتیب نشان دهنده&amp;amp;rlm;ی مقادیر IC50برابر با 01/0، 25/0 و 75/15 میلی مولار بود. سنتیک مهار آنزیم توسط این ترکیبات نشان دهنده الگوی مهار رقابتی برای گالانتامین و الگوی مهار مرکب (نارقابتی- غیررقابتی) برای هردو ترکیب آلفا-پینن و کوئرستین بود. نتایج سنجش ظرفیت آنتی-اکسیدانی در مقایسه با کنترل مثبت اسکوربات (&amp;amp;micro;M 6/22EC50 =)، کوئرستین با مقدار EC50برابر با 5/29 میکرو-مولار و آلفا-پینن با مقدار EC50برابر با 22/1 میلی&amp;amp;rlm;مولار دارای ظرفیت آنتی‌اکسیدانی قابل توجهی هستند. سرانجام مطالعات داکینگ مولکولی انرژی اتصال برای بهترین حالت آلفا-پینن و کوئرستین به ترتیب 5/6- و 0/9- کیلوکالری بر مول نشان داد. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می‌دهد که هر دو ترکیب آلفا-پینن و کوئرستین دارای خاصیت مهارکنندگی آنزیم استیل&amp;amp;rlm;کولین استراز هستند، ولی توان آنتی&amp;amp;rlm;اکسیدانی کوئرستین از آلفا-پینن بیشتر است. نتایج مطالعات داکینگ مولکولی با نتایج آزمایشات تجربی همسو بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی پتانسیل پلی‌مورفیسم‌های تک‌نوکلئوتیدی ژن PSEN2 در ایجاد بیماری آلزایمر با استفاده از تجزیه و تحلیل درون رایانه ای</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2474.html</link>
      <description>بیماری آلزایمر(AD) که شایع‌ترین نوع زوال عقل به شمار می‌رود، یک اختلال پیچیده با عوامل ژنتیکی و محیطی است. این بیماری به دو نوع اصلی با شروع زودرس و شروع دیررس تقسیم می‌شود. در این مطالعه، با بهره‌گیری از روش‌های بیوانفورماتیکی، پلی‌مورفیسم‌های تک‌نوکلئوتیدی (SNP) ژن PSEN2 از پایگاه داده dbSNP در NCBI استخراج شدند. سپس اثر این جهش‌ها به‌صورت جداگانه در پایگاهای‌ داده‌ SIFT، PolyPhen، PANTHER، PROVEAN و I-MUTANT مورد ارزیابی قرار گرفتند. از میان ۶۴۶ جهش شناسایی‌شده، ۱۶۱ مورد به‌عنوان مضر پیش‌بینی شد و در ادامه ۳۴ مورد به‌عنوان SNP پرخطر به‌طور جامع بررسی گردید. نتایج تحلیل‌ها نشان داد که چهار جهش A415T، N141Y، Y231C و A407D بیشترین اثرات زیان‌بار را بر ساختار و پایداری پروتئین PSEN2 دارند. مدل‌سازی ساختاری نشان داد این جهش‌ها با تغییر در اندازه، بار الکتریکی و آبگریزی اسیدهای آمینه باعث اختلال در پایداری پروتئین و عملکرد کمپلکس &amp;amp;gamma;-سکرتاز می‌شوند که می‌تواند منجر به افزایش تجمع پپتیدهای آمیلوئید بتا (A&amp;amp;beta;) و پیشرفت آلزایمر گردد. یافته‌های این مطالعه بیانگر آن است که این جهش‌ها می‌توانند به‌عنوان نشانگرهای ژنتیکی بالقوه برای تشخیص زودهنگام بیماری و اهداف درمانی مورد توجه قرار گیرند و اهمیت بالینی آن‌ها در بهبود غربالگری ژنتیکی و طراحی داروهای نوین برجسته است. در مجموع، این نتایج می‌تواند مسیر تحقیقات تجربی آینده و توسعه راهکارهای پزشکی شخصی‌سازی‌شده را تسهیل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تکوین اندام زایشی ماده در گلابی (Pyrus communis L.)</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2480.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی دقیق تکوین اندام زایشی ماده در گلابی (Pyrus communis L.) پرداخته است. نمونه‌ها جمع‌آوری و پس از تثبیت در محلول FAA و قالب‌گیری در پارافین، با میکروتوم برش‌گیری شدند. نتایج نشان داد که گل‌آذین گلابی از نوع دیهیم، مادگی پیوسته‌برچه، و خامه توپر است. تخمک‌ها واژگون، دوپوسته‌ای و پرخورش بوده و تکوین کیسه‌رویانی از نوع پلی‌گونیوم است. در مراحل اولیه نمو، سلول آرکئوسپوری به سلول مادر مگاسپور تمایز می‌یابد و تتراد مگاسپوری به صورت خطی شکل می‌گیرد. تنها مگاسپور کنش‌گر واقع در قطب سفتی وارد فرآیند مگاگامتوژنز شده و کیسه‌رویانی بالغ با هفت سلول و هشت هسته تشکیل می‌شود. همچنین، بافت هیپوستاز در قطب بنی خورش و سد فونیکولی در تخمک‌ها مشاهده شد که نقشی کلیدی در تغذیه کیسه‌رویانی و رشد لوله گرده دارند. رویان‌زایی گلابی مطابق تیپ آستراد است، که شامل تقسیمات اولیه زیگوت به صورت T شکل است. در ادامه رویان دولپه‌ای توسعه می‌یابد. با شناسایی دقیق مراحل زمانی و ساختاری تکوین تخمک و کیسه رویانی، این مطالعه اطلاعات ارزشمندی برای بهینه‌سازی زمان گرده‌افشانی، افزایش موفقیت لقاح، و در نتیجه بهبود تشکیل میوه و هدایت برنامه‌های اصلاح ارقام فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>HMG پروتئین ها و نقش آن ها در ساختار و عملکرد کروماتین</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2491.html</link>
      <description>هدف از مطالعه حاضر، بررسی نقش خانواده HMG پروتئین ها در ساختار و عملکرد کروماتین می باشد. HMG پروتئین ها دسته ای از پروتئین‌های غیرهیستونی کوچک با تحرک بالا هستند که توانایی اتصال به DNA را دارند و از این طریق در فرایند های مختلف سلولی نظیر تنظیم بیان ژن، تکثیر سلولی و ترمیم شرکت می کنند. این دسته از پروتئین ها شامل سه ابرخانواده HMGA،HMGN  وHMGB می باشند که هر خانواده به زیرگروه های مختلفی تقسیم شده و ساختار و عملکرد منحصر به فردی را در سلول ایفا می کنند. نقش این پروتئین‌ها در وقوع سرطان و آپوپتوز، مسیرهای سیگنال رسانی، تنظیم قند خون و ایمنی نیز اثبات شده است. مطالعه حاضر به روش مروری (کتابخانه ای) با گردآوری و تحلیل مقالات داخلی و خارجی معتبر صورت گرفته است. یافته های این مطالعه نشان می دهد HMG پروتئین ها می توانند با تغییر دینامیک کروماتین، سبب افزایش پایداری و انعطاف پذیری آن شوند یا از سویی با شل کردن ساختار، اتصال عوامل رونویسی به آن را تسهیل کنند. در این مطالعه ابتدا ساختار و عملکرد هر گروه از خانواده HMG پروتئین ها به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه به تاثیرات آن ها بر ساختار و عملکرد کروماتین پرداخته شده است. تغییرات پس از ترجمه در پروتئین های HMG می تواند تمایل اتصال کروماتین به سایر پروتئین ها را تحت تاثیر قرار دهد که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تولید فاکتور رشد فیبروبلاست انسانی (hbFGF) ترشح شده در میزبان باسیلوس سوبتیلیس</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2506.html</link>
      <description>چکیده:
تولید پروتئین‌های نوترکیب به عنوان یک فناوری پیشرفته در بیوتکنولوژی، نقش حیاتی در علوم زیستی و پزشکی ایفا می‌کند.  فاکتورهای رشد مانند bFGF به دلیل نقش کلیدی‌شان در فرآیندهای ترمیم زخم و تکثیر سلولی، در توسعه درمان‌های نوین و بهبود کیفیت زندگی بیماران از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار هستند. هدف از این مطالعه، تولید فاکتور رشد نوترکیب فیبروبلاست انسانی (hbFGF)  در سویه باسیلوس سوبتیلیس برای ارائه یک روش موثر و اقتصادی در تولید این پروتئین حیاتی است. میزبان باسیلوس قادر به بیان ترشحی پروتئین نوترکیب است که این کارایی و کیفیت پروتئین را افزایش داده و سبب کاهش هزینه‌های تولید می‌گردد. در این تحقیق، ابتدا ژن hbFGF در وکتور PHT-43 کلون شد و سپس این وکتور به درون E.coli ترانسفورم گشت. پس از آن، با انجام ترانسفورم مجدد در سویه باسیلوس سوبتیلیس، فرآیند بیان، استخراج و خالص‌سازی پروتئین انجام شد. در نهایت فعالیت زیستی آن با استفاده از تست بر روی لاین سلولی NIH/3T3 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان‌دهنده بیان و ترشح موفق پروتئین hbFGF  در سویه باسیلوس سوبتیلیس بود، اما میزان پروتئین خالص‌شده نسبت به پروتئین متصل‌نشده به ستون نیکل ایده‌آل نبود. تحلیل‌ها نشان داد که وجود پروتئازهای مختلف در باسیلوس سوبتیلیس باعث برش بخشی از پروتئین قبل از توالی His-tag و افت در میزان خلوص محصول نهایی شده است. برای حل این مشکل، پیشنهاد می‌شود که از سویه‌های مهندسی‌شده با کارایی بالاتر که حاوی پروتئازها بوده و مانع از برش پروتئین تولید شده می شوند استفاده گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط چندشکلی rs4762 ژن آنژیوتانسینوژن (AGT) با رتینوپاتی دیابتی در جمعیت کاشان</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2507.html</link>
      <description>رتینوپاتی دیابتی (DR) یکی از علل اصلی کاهش بینایی و نابینایی در افراد میانسال مبتلا به دیابت است. از مهم‌ترین عوامل خطر در بروز این بیماری، فشار خون بالا محسوب می‌شود. در رتینوپاتی دیابتی، مویرگ‌های شبکیه دچار تغییرات تدریجی شده و خون‌رسانی به برخی نواحی مختل می‌گردد. در نتیجه، نفوذپذیری عروقی افزایش یافته و در پاسخ به ایسکمی، عروق جدید و غیرطبیعی در شبکیه تکثیر می‌شوند. ژنAGT  (آنژیوتانسینوژن) یکی از اجزای سیستم رنین-آنژیوتانسین است که در مسیر آن، آنژیوتانسین II تولید می‌شود. افزایش سطح آنژیوتانسین II در چشم می‌تواند با التهاب و پاتولوژی رتینوپاتی دیابتی مرتبط باشد. بیماری‌های مرتبط با ژنAGT  شامل دیسژنزیس توبولار کلیوی، رتینوپاتی دیابتی و فشار خون بالا هستند. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط چندشکلی rs4762 ژنAGT  با رتینوپاتی دیابتی در یک جمعیت ایرانی بود. این مطالعه بر روی ۱۵۰ نفر از جمعیت شهر کاشان انجام شد؛ شامل ۵۰ فرد سالم، ۵۰ فرد مبتلا به دیابت بدون رتینوپاتی، و ۵۰ فرد مبتلا به رتینوپاتی دیابتی DNA. نمونه‌های خون با روش رسوب نمکی استخراج شد و چندشکلی rs4762 با روش ذوب با تفکیک پذیری بالا (High-resolution melting, HRM) پس از طراحی آغازگر مناسب مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها نشان دادند که تفاوت معناداری بین آلل‌ها و ژنوتیپ‌های این چندشکلی با وضعیت بیماری مشاهده نشد (۰۵/۰p&amp;amp;gt;) و فراوانی آن‌ها در گروه‌ها تقریباً در یک سطح قرار داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی خواص دارورسانی نانوکامپوزیت‌های بر پایه زئولیت-اکسیدمس و اکسیدگرافن برای کنترل رهایش داروی پاکلی‌تاکسل برای مقابله با سلول سرطانی SUM-159</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2508.html</link>
      <description>پاکلی‌تاکسل (PTX) یکی از داروهای پرکاربرد در درمان سرطان‌هایی نظیر پستان، تخمدان و ریه است؛ اما به‌دلیل سمیت بالا برای بافت‌های سالم و بروز عوارض جانبی، استفاده درمانی از آن با محدودیت مواجه است. در این مطالعه، با هدف کاهش این عوارض، نانوکامپوزیت زئولیت-اکسیدمس/اکسیدگرافن به‌عنوان حامل هوشمند برای دارورسانی PTX طراحی و ارزیابی شد. تحلیل‌های میکروسکوپی و طیف‌سنجی مانند میکروسکوپ الکترونی گسیل میدانی (FESEM)‌، میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، پراش پرتو ایکس (XRD)، اسپکتروسکوپی اشعه ایکس انرژی متفرق (EDS) و طیف‌سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) موفقیت سنتز و بارگذاری دارو را تأیید کردند. ساختار نانوکامپوزیت شامل ذرات کروی اکسیدمس (میانگین اندازه ۷۹ نانومتر)، صفحات اکسیدگرافن و تخلخل بالای زئولیت بود. بررسی رهایش دارو نشان داد که این نانوکامپوزیت در pH فیزیولوژیک (4/7) رهایش کنترل‌شده و در شرایط اسیدی مشابه محیط تومور (5/5=pH) رهایش سریعتری دارد که به ساختار متخلخل و برهمکنش‌های شیمیایی بستگی دارد. نانوحامل‌های فاقد دارو در غلظت‌های بالا سمیت سلولی کمی روی رده سلولی SUM-159 نشان دادند (µg/mL 100‌IC50 &amp;amp;gt;)، اما پس از بارگذاری‌PTX، کاهش قابل توجه IC50 مشاهده شد که بیانگر افزایش اثربخشی ضدسرطانی آن‌ها است. هم‌چنین نانوکامپوزیت سه‌جزئی، با القای مؤثر آپوپتوز، بیشترین تأثیر را در کاهش زنده‌مانی سلولی داشت. این یافته‌ها حاکی از پتانسیل بالای نانوکامپوزیت زئولیت-اکسیدمس/اکسیدگرافن برای دارورسانی هدفمند PTX و به حداقل رساندن عوارض جانبی آن هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Discovery of an intracellular parasite in Saccharomyces cerevisiae and Kluyveormyces marxianus, a novel case report</title>
      <link>https://cell.ijbio.ir/article_2509.html</link>
      <description>Saccharomyces cerevisiae, a key organism in industrial fermentation, is vulnerable to microbial contaminants causing stuck fermentation. During anaerobic fermentation optimization with baker’s yeast, recurrent fermentation arrest prompted microscopic analysis, revealing a novel coccoid, cocci-like, highly shaking intracellular parasiteparasite within S. cerevisiae and Kluyveromyces marxianus. The parasite exhibited intra- and extracellular localization, with intrinsic autofluorescence) enabling visualization via fluorescence microscopy without staining. Contaminated yeast samples were filtered (0.45 µm) and treated with lyticase to isolate the parasite. While filtration yielded extracellular parasites with diminished motility, lyticase-liberated intracellular forms lost motility rapidly, confirming host dependence. The parasite failed to grow axenically on YPD, NA, or blood agar. Phenotypic characterization identified it as Gram-positive, catalase-negative, and non-hemolytic, with transient susceptibility to streptomycin but no complete eradication. Parasite proliferation correlated with yeast growth phases, peaking during stationary phase and coinciding with fermentation failure. Notably, motility ceased upon yeast removal, implicating metabolic reliance on host-derived factors, while new yeast buds remained parasite-free, suggesting targeted invasion of mature cells. This symbiotic, bacteria-like organism’s autofluorescence provided a unique diagnostic marker, distinguishing it from prior fungal-bacterial associations. Its obligate pseudo-parasitic behavior and disruption of fermentation efficiency underscore its potential role in industrial fermentation challenges. These findings highlight the need for revised contamination control strategies and further research into its biology, transmission mechanisms, and host interactions to mitigate fermentation inefficiencies. The discovery emphasizes the underexplored complexity of microbial contaminants in industrial yeast systems and opens avenues for developing targeted interventions to safeguard fermentation productivity.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
